تبليغاتX
آذربايجان جنوبی
آذربايجان جنوبی
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 3:25  توسط   | 

 

برای دیدن فیلم عکس پائین را کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 3:23  توسط   | 

آقای مزدک بامدادان سلسله مقالاتی با عنوان "زبان مادری و کیستی ملی" در سایت ایران امروز منتشر کرده است که شایسته بررسی دقیق است. این مقالات نکات ارزشمندی دارد که باید آنها را ستود ولی نقایصی عمده دارد که نیازمند موشکافی بیشترند. مقاله اول با عنوان " ۱. فروپاشی از درون، جایگزینی برای جنگ رودَررو " به درستی به اهمیت مساله ملی در ایران (که آن را مساله قومی می نامد و من بعدا به این موضوع بازخواهم گشت) در شرایط امروز منطقه می پردازد ولی مساله را بیشتر واژگونه نشان می دهد تا واقعی. این که گویا هر آنچه در آذربایجان و سایر مناطق سکونت ملیتهای غیر فارس در حال رخ دادن است، نقشه شومی است از جانب امپریالیستها برای مقابله با رژیم اسلامی؟! هرچند نباید از انصاف به دور بود که نگاه مزدک بامدادان منصفانه تر از برخی دو آتشه های پان ایرانیست است که چشم بسته همه چیز را سیاه و سفید می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 3:22  توسط   | 

اصل خبر:

ناكامي آشوب‌طلبان در تعرض به يك سفارت خارجي

تحركات برخي گروه‌هاي پان‌تركيست براي آشوب در مراكز ارمني‌ها، با دخالت وزارت كشور با آرامش به پايان رسيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 0:29  توسط   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 0:26  توسط   | 

پ.ک.ک تورک ديپلوماتلاريني هدفه آلدي. کورد تئررورچولار باکي-دا دا تخريبات تؤرتمه يه جهد گؤستره بيلرلر

 


به سیستم نژادپرستی-آپارتایدی-شوونیزمی فارسی در ایران خاتمه دهید
ملل ساکن ایران از جمله ملت تورک را از ستم ملی برهانید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 19:7  توسط   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 19:22  توسط   | 

صدور كيفرخواست براي كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

شعبه‌ي ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت، پس از صدور كيفرخواست براي كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه، اين پرونده را به دادگاه انقلاب ارسال كرد.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پس از رسيدگي به پرونده كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه در شعبه‌ي ششم دادسراي كاركنان دولت، براي مانا نيستاني و مهرداد قاسم‌فر قرار مجرميت صادر و كيفرخواست پرونده براي رسيدگي به دادگاه انقلاب ارسال شد.

هيات نظارت بر مطبوعات در پنجاه و دومين جلسه از دهمين دوره‌ي خود كه به طور فوق‌العاده در روز سه‌شنبه 2/ 3/ 85 برگزار شد، با اكثريت آرا، روزنامه‌ي ايران را به دليل انتشار مطالب تفرقه‌افكن و تحريك‌آميز و با استناد به تبصره ماده 12 قانون مطبوعات و بر اساس بند 5 ماده 6 همان قانون توقيف و پرونده را به دادگاه ارجاع كرد.

پرونده در اين راستا با شكايت دادستان عمومي و انقلاب تهران در شعبه ششم دادسرا تشكيل شده و نويسنده و كاريكاتوريست آن مطلب و سردبير روزنامه، احضار و اتهاماتشان درج مطالب و كاريكاتور اهانت‌آميز به شهروندان عنوان شد كه بر اين اساس تحت پيگرد قرار گرفته‌ و تفهيم اتهام شدند.

پس از توقيف «ايران»، قرار بازداشت براي كاريكاتوريست و سردبير روزنامه ايران جمعه صادر شد و بازپرس پرونده از وزارت اطلاعات خواست كه در صورت وجود افراد محرك يا محركان در اين ماجرا، آنها هم معرفي شوند.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:33  توسط   | 

آزادی روزنامه نگاران اردبیلی

 

از ردبیل خبر میرسد که روز چهارشنبه 17 خرداد ماه تعداد زیادی از روزنامه نگاران زندانی این شهر پس از تحمل بیش از 10 روز بازداشت آزاد شده اند.

بنا بر خبرهای رسیده این افراد منتظر برگزاری محاکمه خود در دادگاه می باشند.

اتهامات وارده به برخی این افراد شرکت و برنامه ریزی در ناآرامی های اخیر شهر اردبیل می باشد. این ناآرامی ها همزمان با تمام مناطق آذربایجان و به دنبال توهین روزنامه دولتی ایران به ترک ها صورت گرفت.

در بین آزاد شدگان اکثر چهره های روزنامه نگار از جمله شیخ الاسلامی مدیر مسئول هفته نامه آراز، وحید درگاهی سردبیر هفته نامه آوای اردبیل، ایواز طه (مدیر مسئول) و رضا کاظمی دبیر شورای نویسندگان هفته نامه یارپاق، و نیز کمال نعیمی فتوژورنالیست به چشم می خورند.

در عین حال تعدادی از فعالین سیاسی اردبیل ازجمله عباس لسانی هم چنان در بازداشت به سر می برند. گفته می شئد این فعال سیاسی آذربایجان دست به اعتصاب غذا زده است.

گفتنی است در حوادث اخیر آذربایجان تقریبا تمامی روزنامه نگاران مستقل شهر اردبیل بازداشت شدند. این در حالیست که انجمن صنفی روزنامه نگاران که معمولا برای کوچکترین اتفاقی در مورد روزنامه نگاران اقدام به انتشار بیانیه و نیز انجام پیگیری می نماید حتی اظهار نظر شفاهی نیز در این زمینه انجام نداد.

 

به نام آزادی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:32  توسط   | 

دانشگاه علوم پزشكي استان اردبيل با كمبود اعتبارات رو به رو است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:32  توسط   | 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:6  توسط   | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 13:43  توسط   | 

اطلاعیه مشترک

جبهه ملل براى حق تعيين سرنوشت

اعلام حمايت و همبستگی با قیام ملت ترک اذربایجان

 

انسانهای آزاده سراسر جهان , سازمانهای مدافع حقوق بشر , نیروهای مبارز ملل تحت ستم ملی (ایران), رژِیماى ارتجاعی و اشغالگر ایران که بیش ازهشت دهه  با زیر پا گذاشتن تمام قوانین بین المللی ساده ترین حقوق انسانی و طبیعی ملل غیر فارس را مصادره نموده، تمام خواسته های بحق و انسانی آنان رابه شیوهای و حشیانه ای سرکوب نمودند. این رژیمها که از طریق سیاستهای فاشیستی در طول بیش از هشت دهه سعی در محو هویت ملی تمام ملل غیر فارس را داشتند همه روزه مرتکب جنایات جدیدی میشوند که در اثر آن تعدادی از انسانهای هویت طلب که برای حقوق انسانی وملی  خود مبارزه میکنند زیر چکمه های شونیسم كور خود سرکوب مینمايند.

 

انسانهای آزاده , ملل تحت ستم (ایران)

در طول هشت دهه گذشته ما شاهد مبارزه سهمگین ملل تحت ستم برای رهائی از چنگ اشغال بودیم که نمونه های بارزآن در دهه چهل قرن گذشته با تشکیل دولت جمهوری اذربایجان توسط بیشوری وتاسیس دولت جمهوری کردستان  توسط  قاضی محمد وتشکیل دولت شرق عربی در احواز توسط یونس عاصی طرفی بودیم. شوونیستهای فارس  این مبارزات و این دولتهاى ملی رابه شیوه بسیار وحشیانه ای سرکوب کردند وبه خیال خام خود توانستند برای همیشه صدای دادخواهی ملل تحت اشغال را پنهان نمایند غافل از اینکه فرزندان ملل تحت ستم و خواستهای به حق آنان با دنیای متمدن و پیشرو مرتبط است و هرچه زمان به پیش می رود حقائق پشت پرده بيشرت ظاهر می گردند وشوونیسم حاكم چهره ننگینش رو میشود ونمونه بارزآن مبارزات چند روز اخیر ملت مبارز ترک آذربايجان است که با توهین روزنامه موسوم به ایران به ملت مبارز ترك شروع و دامنه آن از موضوع یک توهین فراتر رفته و خواسته های دیرینه ملت ترک برای رسیدن به حقوق ملی و حق تعیین سرنوشت وتاسیس دولت ملی مستقل به شعاراصلی تظاهركنندگان مبدل گردید. چرا که بحث سر موضوع شخص موهن وتوهین یک روزنامه نگار  نیست بلکه سرچندین دهه تجاوز به حقوق ملی و انسانی و یک سیاست برنامه ریزی شده شوونیستهای حاكم برای محو هویت ملی ملل غیر فارس است.

 

ملل تحت ستم ملی ( ایران )

اینک که جمهوری مرتجع واشغالگر ایران بر اثر سیاستهای ضد بشری و توسعه طلبانه خود در صحنه بین المللی در انزوای کامل قرار دارد، تنها از طریق سرکوب وخفقان می تواند برای مدتی به حیات خود ادامه دهد. که بدون شک مبارزات ما در چهار گوشه (ایران ) این رژیم را ناتوانتر نموده مجبور به تسلیم می کند. مبارزات ما در داخل ضمانت كننده سرنگونی هرچه سریعتر این رژیم اشغالگر است. مبارزاتی که طی سال گذشته در احواز و کردستان و همینک در سیستان و بلوچستان و خیزش بزرگ ملت ترک آذربیجان بوضوح ناتوانی رژیم را ثابت نمود. رژیمی که در تمام دنیا منفوربوده وهمه خواهان سرنگونی آن هستند، پس با ادامه مبارزه و توسعه آن راه رهائی خود را هموار سازیم.

 

ملتهاى مبارز تحت ستم ملی (ایران)

مبارزات دوساله اخیر برای همه ما ثابت نمود که تنها از طریق وحدت و هماهنگی مبارزاتی میان ملل تحت ستم ملی است که پیروزی محقق میشود.  این مبارزات ثابت نمود که چگونه شونیستهای فارس از چپ وراست گرفته تا درون رژیم و خارج آن همگی در برابر خواستهای به حق ما صف گرفته اند. پس باید بهوش باشيم واگاهانه با تمام ترفندهای آنان برخورد کنيم، تا مبادا از طرق مختلف باعث اختلاف میان ما یا میان ملل تحت ستم شوند که در نهایت متضرر اصلی ما خواهیم بود وفرصتی ديگر ضایع خواهد شد.

انسانهای آزاده

هم اینک با تحولات عمیق منطقه و جهان و ازادی بسیاری از ملل تحت اسارت مثل جمهوریهای سابق اسیر اتحاد جماهیر شوروی و یوگسلاوی و همچنین رسیدن بعضی از ملل منطقه به حقوق ملی خود، جنبش ملل تحت ستم ملی (ایران ) که با خیزشی انقلابی در تمام مناطق از عرب احواز گرفته تا کردستان و بلوچستان و اینک ترک آذربایجان جنوبی می رود تا این امپراطوری اشغالگر باقی مانده از عصر جهالت وارتجاع را به زباله دان تاریخ بیندازد. مبارزات ملل ما برای سرنگونی آخرین قلعه ارتجاع و توسعه طلبی ضامن ارامش منطقه وزندگی مسالمت امیز ساکنان آن است تا ملل منطقه فارغ از توسعه طلبی وارتجاع فارغ از رعب و وحشت وبصورت متمدنانه حق تعیین سرنوشت و استقلال از دست رفته خود را بازیابند تا در کنارهم وهمراه با ديگر ملل جهان ؛ برای زندگی بهتر مبارزه کنند.

با درود به مبارزات ملل تحت ستم ملی (ایران ) برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت و تاسیس دولت هاى ملی مستقل.

 

سرنگون باد دولت اشغالگر ایران

 

·        کنگره جهاني  آذربایجانيها(تركهاى آذربايجان جنوبي)

·        حزب استقلال آذربايجان

·        كومله- سازمان انقلابي زحمتكشان كردستان ايران

·        اتحاد انقلابيون كوردستان

·        جبهه عربي براى آزادى احواز

·        حركت ملي تركمنستان ايران


 جبهه دمكراتيك مردمى ملت عرب احواز

 

28/5/2006

 

نماينده اردبيل در مجلس هفتم:
وزير ارشاد صادقانه عذر بخواهد يا استعفا دهد

تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده اردبيل در مجلس هفتم گفت: براي پايان دادن به قائله آذربايجان بايد وزير ارشاد صادقانه عذر بخواهد يا استعفا دهد يا كنار گذاشته شود يا استيضاح شود تا مردم آرام شوند.


نورالدين پيرموذن در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: براي پايان دادن به موضوع آذربايجان آقاي وزير ارشاد بايستي خودش استعفا دهد يا اينكه توسط آقاي رييس‌‏جمهور كنار گذاشته شود چرا كه بستن يك روزنامه و برخورد با يك خبرنگار راه درستي نيست.
وي افزود: اصولا دولت نهم كه خود را خدمت‌‏گذار مردم معرفي كرده و ادعاي نوكري مردم را دارد، الان بايد به صداي اعتراض مردم به شكلي منطقي پاسخ دهد.
نماينده اردبيل در مجلس هفتم افزود: از همان روز اول نيز نظر بنده اين بود كه آقاي وزير ارشاد يا صادقانه از ملت آذربايجان عذر بخواهد يا اگر توان عذرخواهي ندارد، توسط رييس‌‏جمهور كنار گذاشته شود يا اگر هم كنار گذاشته نمي‌‏شود بايد توسط نمايندگان استيضاح شود.
پيرموذن ادامه داد: بالاخره خاطر مردم آزره شده است و صداي مردم هم به گوش همه رسيد و احساس من اين است كه اينها آمده‌‏اند ديوار كوتاه يك خبرنگار يا يك روزنامه را يافته‌‏اند و با آن برخورد كرده‌‏اند.
وي افزود: اگر صداقت و خدمت‌‏گذاري به مردم در دستور كار دولت است، بايد با استعفاي وزير ارشاد به حل مساله اعتراضات مردمي در آذربايجان كمك كنند.
پايان پيام

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 16:25  توسط   | 

شهید عابدی بدان که راهت ادامه دارد

 

گفتگو با بستگان شهید جلیل عابدی

 

 

 

یکی از بستگان وی می گوید: “من با جليل عابدی در اول صف بوديم و شعار می داديم که فردی که لباس شخصی به تن داشت بسوی ما چند گلوله شليک کرد که يکی از آنها منجر به فوت جليل عابدی شد”.
يکی ديگر از بستگان جليل عابدی می گويد جنازه مقتول مورد کالبد شکافی قرار گرفته و هنگامی که روز جمعه اين جنازه به خانواده وی تحويل داده شده، از اعضای خانواده تعهد گرفته شده است که در مراسم تدفين وی شعار داده نشود و به آنان گفته شده که جنازه در صورتی تحويل داده خواهد شد که مهمانانی که برای شرکت در مراسم تدفين وی آمده بودند، محل را ترک کنند.
به گفته وی، هنگام تدفين جنازه، گورستان در محاصره مأموران نيروی انتظامی بوده است

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 17:2  توسط   | 

تحليل "مجمع دانشگاهيان آذربايجاني" از حوادث فعلي آذربايجان

 

ملت شريف آذربايجان با انجام اعتراضات گسترده به اقدام موهن روزنامه "ايران"، بار ديگر بيداري و هوشياري خويش را به همگان نشان داد.

"مجمع دانشگاهيان آذربايجاني" با نهايت تشكر و قدرداني خويش از ملت غيور و قهرمان­پرور آذربايجان در برگزاري  اعتراضات مسالمت­آميز و مدني به تضييع حقوق خويش، فعالين، روشنفکران و اقشار مختلف ملت را دعوت مي­كند كه همگام با تحليل و بررسي شرايط مختلف، برخورد منطقي و مناسبتر را به عنوان استراتژي مطلوب در نظر بگيرند.

اين مجمع بر خود لازم مي­داند از  فعالين مدني، رسانه­هاي خبري، تشكل­ها و نشريات دانشجوئي، نمايندگان مجلس و مسئولين كشور كه با شركت در تظاهرات و متينگهاي اعتراضي از حقوق اين ملت دفاع نمودند تقدير و تشكر به عمل آورد. اميد است اين وحدت و يكپارچگي ملي به وجود آمده براي هميشه حفظ شده و تا احقاق كامل حقوق ملت ادامه داشته باشد.

مجمع دانشگاهيان آذربايجاني به عنوان يك تشكل برخواسته از بطن ملت و با اتكاء به نزديك يك دهه  فعاليت مستمر و ارتباط تنگاتنگ با اين ملت اعتقاد دارد كه:

1- اعتراضات گسترده ملت آذربايجان به اقدام توهين­آميز روزنامه "ايران" كاملاً حركتي خودجوش و مردمي بوده و هيچ گونه ارتباطي با عوامل بيگانه و خارجي ندارد. بديهي است  هرگونه ارتباط دادن حوادث مذكور به بيگانگان، توهين به شعور ملي آذربايجان تلقي شده و زمينه­سازي براي سركوب فعالين اين ملت مظلوم مي­باشد. لذا اين مجمع نسبت به پيآمدهاي سوء آن هشدار مي­دهد.

2- تشديد احساسات و هيجانات مردم از اتفاقات طبيعي حركت­ها و تظاهراتهاي خياباني مي­باشد ولي ملت آذربايجان ثابت كرده است كه هيچ گاه طرفدار خشونت نبوده و همواره به حرکتهاي مدني و قانوني تأکيد داشته و مخالف حرکتهاي تنش­زا مي­باشد، بنابراين انجام اعمال خشونت­آميز از جمله تخريب اموال عمومي و... نمي تواند منتسب به فعالين اين خطه باشد.

3- حركت ملي آذربايجان يك حركت مدني ، عقلاني و برخواسته از اراده جمعي و مبتني بر شعور بالا بوده و منسب به خود ملت آذربايجان مي­باشد. هيچ تشكل، حزب، جبهه و نهضتي نمي­تواند با سوء استفاده از شرايط موجود خود را به اين حركت نسبت دهند. چرا كه عملكرد و ديدگاه آنها قبل و بعد از انقلاب براي ملت آذربايجان آشكار است.

4- تداوم اعتراضات اخير آذربايجان ريشه در اعمال  برخي سياستهاي تبعيض­آميز اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي دارد.

 

اكنون با دقت در شعارها و بيانيه­هاي اقشار مختلف مردم مي­توان خواسته­هاي عمده اين ملت را در موراد زير خلاصه كرد:

1- به رسميت شناخته شدن زبان ترکي با توجه کثرت آماري متکلمين اين زبان در سراسر کشور. جلوگيري از كاربرد لفظ مجعول "آذري زبان" در ارگان­ها، مكاتبات و اسناد رسمي كشور

2-  آموزش به زبان مادري و تدريس زبان و ادبيات ترکي در مدارس مناطق ترک‌نشين کشور

3- تأسيس و راه‌اندازي شبکه­هاي راديو- تلويزيوني سرتاسري، خبرگزاري و روزنامه­هاي کثيرالانتشار دولتي به زبان ترکي و  تأسيس فرهنگستان زبان و ادبيات ترکي و ايجاد کرسي اين زبان در دانشگاه­هاي کشور

4-   اجراي اصول 15، 19 و 20 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

5- اختصاص بودجه ملي براي آذربايجان متناسب با نفوس اهالي و همچنين تخصيص فوري 5% بودجه کل کشوري به عنوان بودجه ويژه جهت رفع کامل عقب‌ماندگيهاي ناشي از اعمال سياستهاي تبعيض‌آميز گذشته در راستاي تحقق اصل 48 قانون اساسي

6-  حمايت از حقوق شهروندان در برگزاري تجمعات مسالمت‌آميز و ارائه خدمات و ايجاد تسهيلات مناسب براي برگزاري مراسم­هاي ملي در مناسبتهاي مختلف و تجليل از قهرمانان و شخصيت­هاي آذربايجاني

7- به رسميت شناختن همايش ساليانه ملت آذربايجان در قلعه بابك و جلوگيري از هرگونه برخوردهاي نامتناسب امنيتي و عدم ايجاد محدوديت براي شركت­كنندگان در اين همايش

8- مبارزه جدي با انديشه­هاي ترک‌ستيزانه و عوامل آن به مثابه اصلي‌ترين عامل تفرقه، جهت تأمين وفاق و امنيت عمومي و رفع نشانه­هاي آپارتايد قومي، نژادي و زباني و قطع تداوم تفكرات نژادپرستانه رژيم منحوس پهلوي (بخصوص در ابعاد فرهنگي )

9- اعاده کليه اسامي تاريخي مناطق جغرافيايي آذربايجان (بخصوص نام­هاي تاريخي آذربايجان مطابق آخرين تقسيمات کشوري در دوران مشروطيت به استان­هاي اردبيل و زنجان و...) و رفع موانع موجود در نامگذاري اسامي ترکي (براي کودکان، خيابان­ها و ميادين شهري، شركت­ها و مؤسسات مختلف و...)

 

از نظر مجمع عقلاني­ترين رويکرد حاکميت در مواجهه با اعتراضات به حق ملت آذربايجان ـ همانطور که مسئولين کشور نيز ابراز داشته­اند ـ دفاع صريح مسئولان ارشد از حقوق پايمال شده ملت در ميتينگهاي مختلف و اقدامات عملي آنان در راستاي احقاق خواسته­هاي قانوني آذربايجاني­ها مي­باشد. در غير اينصورت هرگونه حرکت تحريک­برانگيزي از طرف ارگانهاي امنيتي و قضايي، باعث افزايش شکاف بين اقوام و ملل کشور شده و فضا را در جهت خدشه­دار شدن وحدت و امنيت ملي کشور در مقطع حساس کنوني فراهم خواهد آورد. بنابراين با توجه به شرايط فعلي كشور مجمع خواستار :

 

1. تشكيل كميته "حقيقت ياب" متشكل از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، فعالين حركت و ارگانهاي مرتبط جهت روشن نمودن وضعيت كشته­شدگان در حوادث  اخير و ارائه آمار دقيق از تعداد كشته شدگان و زخمي­ها به افكار عمومي

2. اجازه تشييع جنازه كشته­شدگان  حوادث اخير در فضاي آرام و  عدم ممانعت از حضور اقشار مختلف مردم در آن

3. آزادي سريع و بي قيد و شرط تمامي زندانيان سياسي آذربايجان و دستگير شدگان اخير و محاکمه و مجازات کساني که در آذربايجان به سوي ملت آتش گشوده­اند و يا تظاهرکنندگان  را مورد ضرب و شتم قرار داده­اند

4. رفع توقيف از نشريات آذربايجاني، كه در حوادث اخير و يا قبلاً  از انتشار آنان ممانعت به عمل آمده است

5. استيضاح وزير ارشاد به جهت تعلل در برخورد مناسب با حوادث اخير و عذرخواهي رئيس جمهور از ملت آذربايجان به جهت مسئول مستقيم انتخاب مدير مؤسسه مطبوعاتي ايران و اعلام تبريك عيد نوروز به فارس زبانان و ناديده گرفتن بقيه اقوام و ملل ايراني

 

در پايان بار ديگر از پيگيري مستمر و مناسب برخي از نمايندگان محترم آذربايجان در مجلس شوراي اسلامي مراتب تشكر و قدرداني خود را اعلام داشته و انتظار داريم همچنان در كنار ملت مظلوم خويش بوده و قضايا را به طور جدي پيگيري نمايند.    

 

والسلام

مجمع دانشگاهيان آذربايجاني

5/3//1385

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 18:56  توسط   | 

İRAN SƏFİRLİYİNİN QARŞISINDA KEÇİRİLƏN PİKET İŞTİRAKÇILARI ÖLKƏNİN AZƏRBAYCANLIƏHALİSİNƏ QARŞI REPRESSİYALARA SON QOYULMASINI TƏLƏB EDİR

 

 

 

BAKI/24.05.06/TURAN: Bu gün Gənc Türklər təşkilatı İran səfirliyinin qarşısında piket keçirib. Piketdə ölkənin azərbaycanlı əhalisinə qarşı repressiyalara son qoyulması tələb olunub. Piketçilər Tehran rejimini pisləyən plakatlar qaldırıb, Cənubi Azərbaycanda milli-azadlıq hərəkatını dəstəkləyən şüarlar səsləndirib.
Polis aksiya iştirakçılarından ikisini saxlayıb. Piketçilər aksiyanın qətnaməsini oxuyub. Səfirlik işçiləri qətnaməni qəbul etməyib.
Sənəddə dünyanın aparıcı dövlətləri və dünya ictimaiyyəti bu qəddarlığa biganə qalmamağa çağırır. Qeyd olunur ki, Avropa, ABŞ və başqa türkdilli ölkələr İrana qarşı sanksiyalar tətbiq etsin, cinayətkarlar tutulub beynəlxalq məhkəməyə verilsin, rəsmi Tehran azərbaycanlılardan üzr istəsin və s. -03C-

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 14:33  توسط   | 

گزارش تصویری از تظاهرات مردم مرند

2006-05-23

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 14:17  توسط   | 

بازتاب انتفاضه آذربايجان  در رسانه‌هاي خارجي

                                (تقديم به شهداي روز يك خرداد شهر تبريز)

 

ترجمه: مهرداد بامدادان

 

وقايع روزهاي اخير و انتفاضه ملت آذربايجان در اعتراض به آپارتايد فرهنگي اقتصادي اجتماعي و سياسي 84 ساله‌ حكومت مركزي ايران بازتاب وسيعي در رسانه‌هاي آمريكايي، اروپايي، خاورميانه و اقيانوسيه داشته است.

 

احمدي‌نژاد: آمريكا در ايجاد اختلاف بين اقوام شكست خواهد خورد.

 

تهران، خبرگزاري آسيوشيدپرس:

 

روزنامه Usa Todey، چاپ آمريكا با انتخاب اين تيتر به موضوع تظاهرات مردم آذربايجان پرداخته است. در گزارش اين روزنامه به نقل از احمدي‌نژاد آمده است: «آنها ـ آمريكا و همپيمانانش ـ بايد بدانند كه در راه ايجاد اختلاف و تفرقه بين اقوام و ملل دچار شكست خواهند شد و نخواهند توانست آنها را از پيكره ملت ايران جدا كنند.»

اين روزنامه ضمن اشاره به كاريكاتور روزنامه ايران مي‌نويسد: «كاريكاتور سوسكي را نشان مي‌دهد كه به زبان تركي صحبت مي‌كند و آذربايجاني‌ها افراد كودن و احمقي هستند.»

اين روزنامه با اشاره به خبر خبرگزاري ايسنا از حضور هزاران نفر از مرم تبريز خبر مي‌دهد و مي‌افزايد كه برخي از تظاهركنندگان در واكنش به سركوب نيروهاي امنيتي اقدام به شكستن شيشه بعضي از اماكن دولتي كرده‌اند.

 Usa Todey مي‌افزايد: «آذربايجاني‌ها ريشه تركي داشته و بزرگترين اقليت قومي ايران محسوب مي‌شوند و بيش از يك چهارم جمعيت ايران را تشكيل مي‌دهند. اين قوم تحت ستم و تبعيض قوم فارس قرار دارند. زبان تركي آذربايجاني در آذربايجان ايران و جمهوري آذربايجان مشترك است.»

 

http://www.usatoday.com/news/world/2006-05-24-iran-newspaper_x.htm

 

ـــــــــــــــــــــــــ

روزنامه نيويورك تايمز: توقيف روزنامه ايران به خاطر چاپ كاريكاتور تمسخرآميز عليه اقوام.

 

اين روزنامه به نقل از خبرگزاري فرانسه چنين مي‌نويسد: «هزاران نفر از مردم تبريز در اعتراض به كاريكاتور “تفرقه‌آميز و تحريك‌كننده” توسط روزنامه دولتي ايران وابسته به خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران “ايرنا” اقدام به برگزاري تظاهرات كردند.»

نيويورك‌تايمز با اشاره به تاريخ چاپ كاريكاتور و مضمون آن مي‌نويسد: «پسري به زبان فارسي در حال صحبت با سوسكي است كه سوسك در جواب وي به تركي مي‌گويد نمنه.»

نيويورك‌تايمز از دستگيري كاريكاتوريست و انعكاس بسيار اندك وقايع تبريز در رسانه‌هاي ايران خبر مي‌دهد. اين روزنامه ضمن اشاره به منطقه جغرافيايي آذربايجان ايران يعني استان‌هاي آذربايجان‌شرقي، آذربايجان‌غربي، اردبيل و زنجان از تظاهرات وسيع مردم آذربايجان در تمامي شهرهاي بزرگ و كوچك آذربايجان و حتي تهران خبر داده و به تعطيلي بازارهاي تبريز و اروميه در حمايت از جنبش دانشجويي آذربايجان و اعتراضات مردمي و دستگيري 54 در تظاهرات تبريز خبر مي‌دهد.

نيويورك‌تايمز با اشاره به جمعيت ترك‌هاي آذربايجان از تحقير و تمسخر زبان و فرهنگ آذربايجاني‌ها توسط قوم فارس خبر داده و به بكارگيري جك‌هاي ركيك و غيراخلاقي آنها نسبت به ترك‌ها خبر مي‌دهد. اين روزنامه در ادامه به تظاهرات و تحصن‌هاي دانشجويي در دانشگاه‌هاي اميركبير، خواجه نصير، تهران و اشاره مي‌نمايد و در خاتمه به نقل از حميدرضا جلايي‌پور استاد دانشگاه تهران مي‌نويسد: «نارضايتي از شرايط اجتماعي و سياسي ايران دليل بروز اين حوادث بوده و كاريكاتور بهانه‌اي بيش نيست.»

http://www.nytimes.com/2006/05/23/world/middleeast/23cnd-iran.html?_r=1&hp&ex=1148443200&en=f7e19adaf1be29da&ei=5094&partner=homepage&o

ref=slogin

 

ــــــــــــــــــــــــ

روزنامه گاردين، چاپ انگليس: توقيف روزنامه ايران به خاطر درج كاركاتور تحريك‌آميز

 

روزنامه گاردين نيز از توهين روزنامه ايران به ملت آذربايجان خبر داده و به محدوده و شرايط سخت زندگي آذربايجاني‌هاي ايران اشاره مي‌كند.

http://www.guardian.co.uk/iran/story/0,,1781406,00.html

 

 

ــــــــــــــــــــــــ

روزنامه اينترنشنال هرالد تريبون، چاپ امريكا

 نيز در رابطه با اقدام روزنامه ايران مي‌نويسد: «از نظر دولت ايران چاپ اين كاريكاتور بخشي از توطئه امريكا براي ايجاد تفرقه و نفاق بين اقوام ساكن در ايران است.»

اينترنشنال هرالد تريبون با اشاره به مصاحبه سال قبل احمدي‌نژاد وقوع اينگونه حوادث را توطئه امريكا مي‌داند.

اين روزنامه ضمن اشاره به وجود بيش از 20 ميليون آذربايجاني در ايران از قول «دري نجف‌آبادي» دادستان كل كشور مي‌نويسد: «ما همه هشيار هستيم و از آمريكا بيزار.»

اينترنشنال هرالد تريبون در ادامه به شرح كاريكاتور و تظاهرات اعتراض‌آميز مردم تبريز اشاره دارد

http://www.iht.com/articles/2006/05/23/news/iran.php

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــ

روزنامه ادمونتون‌سان، چاپ كانادا

 با اشاره به توقيف روزنامه ايران و دستگيري سردبير و كاريكاتوريست، از وقوع اولين شورش و آشوب جدي توسط مردم تبريز در زمان رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد خبر مي‌دهد. ادمونتون‌سان نيز پاسخ مسئولين دولتي را وجود دخالت امريكا معرفي ميكند و از تاكيد مقامات ايراني مبني بر لزوم حفظ وحدت ملي با توجه به مسئله هسته اي ايران در شرايط حاضر خبر ميدهد.

 

http://www.edmontonsun.com/News/World/2006/05/24/1594958-sun.html

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــ

خبرگزاري آسيوشيدپرس

 به نقل از دادستان تبريز از دستگيري 54 نفر از تظاهرات‌كنندگان توسط پليس خبر مي‌دهد. «يوسف فيروزي» دادستان تبريز به ايسنا گفته است كه بسياري از بازداشت‌شدگان بلافاصله آزاد شده‌اند.

خبرگزاري آسيوشيدپرس از حضور هزاران نفر از مردم در تظاهرات تبريز خبر داده و به معذرت‌خواهي «حداد عادل» رئيس مجلس ايران اشاره مي‌كند. اين خبرگزاري جمعيت آذربايجاني‌هاي ايران را بيش از يك‌چهارم جمعيت كل ايران دانسته و به نقل از راديو فردا از حضور نيروهاي امنيتي و پليسي در خيابان‌هاي تبريز خبر مي‌‌دهد.

http://today.reuters.com/news/newsArticle.aspx?type=worldNews&storyID=2006-05-23T175232Z_01_L23408070_RTRUKOC_0_US-MEDIA-IRAN.xml&archived=False

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــ

تلگراف اينديا، چاپ هند

 به نقل از خبرگزاري رويتر مي‌نويسد: «كاريكاتوريست و سردبير روزنامه دولتي ايران دستگير شده و مدير مسئول تحت تعقيب قرار دارد.»

اين روزنامه نيز به شرح كاريكاتور پرداخته و به نقل از شاهدان عيني به توصيف تظاهرات مردم تبريز مي‌پردازد. تلگراف اينديا با اشاره به تكلم مردم آذربايجان ايران به زبان تركي آذربايجاني و وجود نخبگان زياد حكومتي از بين آنها از تحقير و تمسخر ترك‌ها توسط فارس‌ها خبر مي‌دهد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــ

واشنگتن‌تايمز،‌ چاپ امريكا

 به نقل از «دري نجف‌آبادي» از وجود دست‌هاي پنهان براي ايجاد اختلاف بين اقوام ساكن ايران در شرايط حساس كنوني خبر مي‌دهد.

اين روزنامه با اشاره به تعداد زياد شركت‌كنندگان مردم تبريز در تظاهرات اعتراض‌آميز روز اول خرداد، آن را با تظاهرات‌هاي برگزار شده عليه چاپ كاريكاتور تمسخرآميز روزنامه دانماركي عليه پيامبر اسلام ]ص[ مقايسه نمود.

واشنگتن‌تايمز همچنين ضمن اشاره به اينكه آذربايجاني‌هاي ايران بيش از يك‌چهارم جمعيت آن كشور را تشكيل مي‌دهند، به نقل از نماينده تبريز مي‌نويسد: «عذرخواهي ديرهنگام مسئولين باعث بروز ناآرامي‌ها شده است.» http://washingtontimes.com/world/20060524-123351-6737r.htm

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــ

اورشليم، چاپ اسرائيل

 به نقل از احمدي‌نژاد مي‌نويسد: «آمريكا نمي‌تواند باعث ايجاد تفرقه بين اقوام ساكن در ايران شود.»

اين روزنامه نيز به شرح كاريكاتور پرداخته و از تحقير مردم آذربايجان توسط قوم فارس خبر مي‌دهد.

 http://www.jpost.com/servlet/Satellite?cid=1148287854732&pagename=JPost%2FJPArticle%2FShowFull

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

سيسته، چاپ نروژ

با انتخاب تيتر: «دستگيري دو كارمند دولت و توقيف روزنامه وابسته به دولت به خاطر درج كاريكاتور ضد آذربايجاني» مي‌نويسد: «كاريكاتور باعث شورش مردم تبريز شده و آنها روز اول خرداد با پليس به زد و خورد پرداختند.»

http://www.siste.no/utenriks/international_news/article2114329.ece

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

شبكه خبري C.B.C  ، كانادا

 درباره تظاهرات مردم آذربايجان چنين گزارش مي‌دهد: «تظاهرات‌كنندگان خشمگين تبريزي خواستار دستگيري و محاكمه توهين‌كنندگان شده‌اند.

C.B.C از سوزاندن دفتر روزنامه دولتي ايران در اروميه، خبر داده و ضمن اشاره به تحقير ترك‌هاي آذربايجان توسط فارس‌ها به بكارگيري جوك‌هاي ركيك عليه ترك‌ها توسط فارس‌ها خبر مي‌دهد.

اين شبكه از نگاه ديگر به كاريكاتور نگريسته و گزارش مي‌دهد: «پسري فارس در حال صحبت با سوسكي است و سوسك كه متوجه حرف‌هاي وي نشده به زبان تركي مي‌پرسد: چي؟»

 

http://www.cbc.ca/story/world/national/2006/05/23/iran-cartoon.html

 

 

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

خبرگزاري مستقل الجزيره، قطر

 گزارش مي‌دهد كه دولت ايران روزنامه وابسته به دولت را به خاطر درج كاركاتور توهين‌آميز توقيف كرده است.

الجزيره با اشاره به تاريخ چاپ كاريكاتور در روزنامه دولتي ايران از حضور هزاران نفر در تظاهرات اعتراض‌آميز مردم تبريز خبر داده و از قول خبرگزاري ايرنا اظهار مي‌دارد: «اين اقدام، توهين به تمام ايراني‌هاست.»

اين شبكه خبري ضمن اشاره به مقاله روزنامه تندرو كيهان، به نقل از آن روزنامه از تقبيح بيگانگان براي ايجاد آشوب در ايران و لزوم هشياري بيشتر مردم آذربايجان براي ندادن بهانه به دست دشمنان خبر مي‌دهد.

الجزيره به توقيف نشريه نويد آذربايجان چاپ اروميه به اتهام قوميت‌گرايي و اقدام عليه امنيت ملي اشاره داشته و از تحقير ملت آذربايجان توسط فارس‌ها خبر مي‌دهد.

 

http://english.aljazeera.net/NR/exeres/C4C51856-4345-4EDB-98DD-EDCFBF7AC72B.htm

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــ

توركيش ديلي نيوز، چاپ آنكارا

 نيز در رابطه با وقايع يك خرداد مي‌نويسد: «آذربايجاني‌هاي ايران عمدتا در شمال‌غرب آن كشور ساكن بوده و به زبان تركي آذربايجاني تكلم مي‌كنند. آنها با وجود اينكه حضور نسبتا پر رنگي در دستگاه‌هاي حكومتي دارند، اما قوم فارس با گفتن جوك‌هاي ركيك اقدام به تحقير آنها مي‌كنند.

توركيش ديلي نيوز نيز به تظاهرات اعتراض‌آميز مردم تبريز اشاره كرده و به نقل از روزنامه سياست‌روز همچنين از تظاهرات مردم اروميه خبر مي‌دهد و در ادامه مي‌افزايد:‌ «تبريز يك روز پس از تظاهرات اعتراض‌آميز روز نسبتا آرامي را سپري كرد؛ ضمن آنكه حضور نيروهاي امنيتي و پليسي در اين شهر به شدت مشهود است.»

 

http://www.turkishdailynews.com.tr/article.php?enewsid=44293

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 14:13  توسط   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 19:37  توسط   | 

هشدار مجلس درباره تحريك قوميت ها

 

193458.jpg

 

گروه سياسى: جلسه علنى ديروز مجلس به صحنه هشدار و اعتراض تعدادى از نمايندگان مجلس درباره اختلافات قومى و مذهبى تبديل شد. محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس در راس نمايندگان هشدار دهنده بود و پس از او نيز تعدادى از نمايندگان استان هاى آذربايجان و سيستان و بلوچستان هم نسبت به تحريك هايى براى ايجاد اختلافات قومى و مذهبى در كشور هشدار دادند. محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس به چاپ كاريكاتورى در روزنامه ايران اشاره كرد و گفت: متاسفانه جمعه گذشته در روزنامه ايران به هموطنان آذرى زبان توهينى روا داشته شد كه بسيارى از همكاران ما به ويژه نمايندگان استان هاى آذرى زبان اعتراض خود را اعلام كردند. باهنر افزود: البته مديرمسئول روزنامه ايران دو دفعه به صورت رسمى و كتبى عذرخواهى و اعلام كرده با مباشر و نويسنده مقاله برخورد و او را اخراج خواهد كرد. نايب رئيس اول مجلس شوراى اسلامى با بيان اينكه انتظار بوده و هست كه در اين موارد دقت جدى شود، گفت: اين روزها با توطئه هايى كه ريشه آنها در خارج از كشور است روبه رو مى شويم. نماينده كرمان در مجلس ترور كور هموطنان در بم و نيز مطالبى كه در خوزستان مطرح است را ازجمله اين توطئه ها دانست و گفت اين مورد نيز حلقه اى از اين زنجيره است. باهنر با تاكيد براينكه دشمن بيش از آنكه به اين رفتار چشم داشته باشد به عكس العمل هاى غير مدبرانه در مورد آن چشم بسته است، خاطرنشان كرد: دشمن مى خواهد فضا را ناامن و اقليت هاى دينى را نسبت به هم بدبين كند. وى با بيان اينكه اقليت قابل توجه در ايران و نيز مسئولان كشور را آذرى ها تشكيل مى دهند، گفت: انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ايران براى همه قوميت ها احترام قائل است و هوشيارى و بيدارى مردم اين توطئه ها را در نطفه خفه مى كند.
نايب رئيس مجلس تصريح كرد: شايد از من انتقاد شود كه چرا يك مسئله اى را كه در روزنامه اى مطرح شده از تريبون مجلس عنوان مى كنم، اما دشمن اين حوادث را به هزينه كم ايجاد مى كند و به عكس العمل ما در مورد آنها چشم دوخته است. باهنر همچنين به تصويب كليات طرح ساماندهى مد و لباس در مجلس شوراى اسلامى اشاره كرد و گفت: برخى رسانه هاى خارجى تحليلى بر اين مسئله نوشته و افزوده اند كه قرار است در ايران براى اقليت هاى دينى لباس ويژه اى تدوين شود تا حقوق اقليت هاى دينى را بتوانند به راحتى ضايع كنند.
وى افزود: نمايندگان اقليت هاى مذهبى در مجلس در نامه اى به هيات رئيسه اقدام رسانه هاى خارجى را در اين خصوص محكوم كرده و گفته اند ما در ايران با عزت زندگى مى كنيم و زندگى آزاد و راحتى داريم. محمدرضا باهنر در پايان سخنانش ضمن دعوت قوميت ها به خويشتن دارى، برخورد با عاملان ايجاد اختلافات قوميتى ازجمله عاملان چاپ كاريكاتور در روزنامه ايران را خواستار شد. به دنبال سخنان باهنر كريم شافعى نماينده مرند طى تذكرى آئين نامه اى به اعتراض برخاست و خواستار اقدام جدى قوه قضائيه و دولت براى تنبيه شديد عاملان و مباشران چاپ كاريكاتور شد. شافعى با اشاره به اينكه اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان اعم از آذرى زبان و غير آذرى زبان اعتراض خود را به اين حركت اعلام كرده اند، گفت: نويسنده اين مطلب نه مخالف آذرى ها و نه موافق آذرى ها است بلكه مخالف با امنيت ملى كشور است. شافعى به برخى برنامه ها براى ايجاد حساسيت هاى قوميتى در كشور اشاره كرد و گفت: در طول يك هفته گذشته با معاون رئيس جمهورى، وزير ارشاد و وزير اطلاعات ديدار هايى داشتيم و در اين ديدار ها تاكيد شد با كسانى كه با طرح مسئله قوميت ها امنيت كشور را برهم مى زنند، برخورد شود. شافعى طرح چنين مسائلى را در روزنامه هاى رسمى كشور اهانت به كل ملت ايران دانست و خطاب به باهنر كه اداره جلسه علنى مجلس را برعهده داشت، گفت: از شما مى خواهيم به دولت اعلام كنيد با عاملان چنين اهانت هايى برخورد كنند. وى گفت: نمايندگان به اتفاق، معترض به اين اهانت هستند و موضوع را تعقيب و پيگيرى خواهند كرد. پايان تذكر شافعى با آغاز تذكر اكبر اعلمى نماينده تبريز همزمان شد. اعلمى هم در تذكر آئين نامه اى خود به اهانت هاى پى درپى به قوميت ها در ايران اعتراض كرد. وى با بيان اينكه در شرايطى كه كشور ما بيش از هميشه به اتحاد و انسجام ملى نيازمند است و هرگونه اقدام تفرقه انگيز مى تواند امنيت ملى را به خطر افكند، افزود: متاسفانه هرازچندگاهى برخى از رسانه هاى ديدارى، مكتوب و شنيدارى با درج مطالب موهن باعث رنجش خاطر اقوام مختلف ايرانى كه قوام دهنده نظام و عامل پايدارى آن هستند، مى شوند. وى درج مطلب در روزنامه ايران را بسيار گستاخانه خواند و آن را باعث عصبانيت غيورمردان و شيرزنان آذربايجانى دانست و گفت: با توجه به اينكه ما يك نفر ناظر در هيات  نظارت بر مطبوعات و دو نفر ناظر در شوراى نظارت بر صداوسيما داريم، بايد اقدام مقتضى از سوى مجلس صورت گيرد. به گفته وى چنانچه دولت و ارگان و سخنگوى رسمى آن يعنى روزنامه يادشده، رسماً از مردم عذر خواهى نكند بيم آن مى رود كه دامنه اين تظاهرات و اعتراضات غير قابل كنترل باشد. محمدرضا باهنر در پاسخ به تذكر اعلمى هم ضمن اينكه تذكر او را بحق دانست، درخصوص دامنه اعتراضات گفت: انشاءالله اين بحث مختومه است، مطمئناً هم ميهنان هوشيار و آگاه ما تحت تاثير اين نوع توطئه ها قرار نمى گيرند. مديرمسئول روزنامه يادشده هم عذر خواهى كرده است و لابد در رسانه عمومى پخش و در روزنامه چاپ مى شود. باهنر گفت: مطمئناً مردم اين مسئله را خاتمه يافته مى دانند. به دنبال سخنان اعلمى نوبت به حسينعلى شهريارى نماينده زاهدان رسيد. شهريارى كه از زمان وقوع حادثه تاسوكى اعتراض هاى فراوانى را به وضعيت امنيتى شرق كشور به عمل آورده است ديروز هم به اين مسئله پرداخت و طى تذكرى آئين نامه اى عدم اقدام جدى دولت براى رفع فقر و محروميت و ايجاد اشتغال در كشور را بخشى از عوامل ناامنى در كشور دانست.
شهريارى در تذكر خود به استناد ماده ،۱۲۵ در رابطه با شوراى پول و اعتبار، علل مسائل اخير اتفاق افتاده در استان هايى مثل استان سيستان را ناشى از فقر و محروميت آنها دانست و بر لزوم ارائه گزارش ناظران شوراى پول و اعتبار به مجلس تاكيد كرد. باهنر تذكر وى را وارد ندانست و گفت: نمايندگان در شوراى پول و اعتبار، آقايان مصباحى و مفتح هستند، گزارش هاى خود را به موقع ارائه مى دهند، ما هم مكتوب تكثير و توزيع مى كنيم، شايد سر حضرت عالى شلوغ است،  دقت نمى كنيد برخى از آنها را بخوانيد. در اين هنگام باهنر ميكروفن شهريارى را قطع كرد و توضيحات او را شبيه نطق پيش از دستور و كم لطفى به مجلس دانست و سپس ميكروفن شهريارى را براى ادامه سخن باز كرد. شهريارى گفت: شما بدون شنيدن مطلب قضاوت مى كنيد، انتظار دارم ميكروفن را خاموش نكنيد اگر مى خواهيد در مجلس تنش ايجاد نشود، چون ما مى توانيم صدايمان را بلند كنيم و چيزهايى بگوييم كه به مصلحت و شأن آن نيست. شهريارى افزود: مى خواهم بگويم هيات نظارت بر شوراى پول و اعتبار با اين گزارش ها در راه اصلاح امور چه راهبردى پيدا كرده اند؟ وى خواستار حضور مسئولان مربوطه در مجلس و ارائه گزارش آنان شد. شهريارى ايجاد امنيت بدون اينكه عوامل ناامنى را برطرف كنيم، غيرممكن دانست و گفت: مطمئن باشيد فقر، بيكارى و محروميت بخشى از عوامل ايجادكننده ناامنى در كشور به شمار مى آيند.
• تشكيل جلسه در كميسيون امنيت
در اين ميان معاون پارلمانى نيروى انتظامى گفت: مسائل امنيتى شرق كشور امروز با حضور غلامعلى حدادعادل رئيس مجلس و سردار احمدى مقدم فرمانده نيروى انتظامى در كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى بررسى مى شود. مهدى محمدى فرد معاون پارلمانى نيروى انتظامى در جمع خبرنگاران گفت: بعد از حادثه تروريستى جاده بم _ كرمان نيروهاى انتظامى منطقه حضور آنان را به محاصره درآوردند و اكنون سنگرها و مخفيگاه هاى آنها در اشغال نيروهاى ما است. وى ادامه داد: تعداد زيادى از اشرار دستگير و تعداد ديگرى نيز كشته شده اند. وى با اشاره به تاسيس قرارگاه نبى اكرم(ص) براى مقابله با مسائل امنيتى گفت: بستن مرزها مهم ترين كارى است كه بايد انجام شود. محمدى فرد گفت: اگر نتوانيم ۴۰۰ كيلومتر مرز خود را مسدود كنيم مقابله با ورود اشرار به كشور با مشكل مواجه مى شود. وى با تاكيد بر اينكه بايد بتوانيم مرزهاى خود را اداره كنيم، گفت: منشاء اين اشرار خارج از مرزهاى ما است و معمولاً از سوى كشورهايى به آنها كمك صورت مى گيرد. معاون پارلمانى ناجا با اعلام خبر ارائه لايحه متمم بودجه براى تامين امنيت مرزها در شرق كشور گفت: در صورت باز بودن مرزها نمى توانيم از اقدامات اشرار جلوگيرى كنيم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 15:46  توسط   | 

آخرين سوء تفاهم قبل از جام جهانى

شعار معنوى به جاى شعار قومى  

http://www.sharghnewspaper.ir/850230/html/sport0.htm#s415026

برديا يادگارى

ماجرا از اينجا آغاز شد كه فيفا در همكارى با شركت عظيم اتومبيل سازى «هيونداى» كه يكى از اسپانسرهاى بزرگ مسابقات جام جهانى فوتبال ۲۰۰۶ آلمان به شمار مى رود بر روى وب سايت رسمى اين مسابقات دست به يك نظرخواهى عظيم مابين طرفداران همه تيم هاى شركت كننده در اين مسابقات زده اند تا شعار برگزيده اى را جهت نصب بر روى اتوبوس هر ۳۲ تيم ملى كشورهاى شركت كننده در اين مسابقات انتخاب نمايند. هواداران ۳۲ تيم شركت كننده در جام جهانى فوتبال ۲۰۰۶ آلمان از سراسر جهان در اين نظرخواهى شركت كرده و شعار برگزيده هر ۳۲ تيم شركت كننده در اين مسابقات مشخص و منتشر شد.
در مورد ايران به اتفاق آراى هواداران اين تيم در سراسر جهان كه طبيعتاً قسمت اعظم آن از ايرانيان تشكيل شده اند شعار:«
Stars of Persia» يا ستاره هاى پارس به عنوان شعار تيم ملى ايران انتخاب شده است. بدين ترتيب قرار است اتوبوس حامل بازيكنان تيم ملى فوتبال ايران در مسابقات جام جهانى فوتبال ۲۰۰۶ آلمان با شعار «ستاره هاى پارس» مزين شود، شعارى كه مورد توجه ايرانيان مقيم خارج قرار گرفته و باعث خوشحالى آنان شد.
دست اندركاران وب سايت رسمى مسابقات فوتبال جام جهانى فوتبال ۲۰۰۶ آلمان خيلى تلاش كردند كه در كنار نام انگليسى «استارز آو پرشيا» ترجمه فارسى آن را با حروف فارسى (ستاره هاى پارس) در پايين آن و بر روى وب سايت رسمى مسابقات درج كنند. اما نتيجه آن ترجمه فارسى شعار انتخابى تيم ملى فوتبال ايران در وب سايت رسمى مسابقات به صورت «سراپ ياه راتس»!! بود. اشعارى كه ابتدا كسى چيزى از آن سر در نياورد و عده اى نيز تصور نمودند كه شايد اين نوشته ترجمه «ستاره هاى پارس» به زبان پهلوى باستان باشد! اما پس از مدت ها بحث و بررسى مشخص شد كه «سراپ ياه هراتس» همان «ستاره هاى پارس» است كه به واسطه عدم آشنايى دست اندركاران سايت رسمى مسابقات با فارسى نويسى بر روى اينترنت، برعكس شده و به اين صورت در آمده است.
سايت استكهلميان در  اين باره مى نويسد: سوئدى ها نيز با اكثريت آرا شعار طولانى اما ريتميك زير را جهت تيم ملى خود انتخاب نمودند:
Fight ! Show spirit! Come on! You have the support of every one!
مبارزه كنيد! تلاش كنيد! شعله ور شويد! مردم سوئد در پشت سر شما هستند!» مردم ملت هاى ديگر نيز شعارهاى زيبايى براى تيم هاى ملى خود انتخاب نموده اند. از زيباترين اين شعارها، شعار تيم ملى «كاستاريكا» است به اين مضمون:
ارتش ما تيم ماست!
سلاح ما توپ ماست!
بيا بريم به آلمان!
كنيم همه سعيمان!(مترجم!)
Our army is the team!
Our weapon is the ball!
Lets go to Germany!
And give it our all!
اما از آنجا كه در اين مملكت هيچ اتفاقى بدون چون و چرا و حاشيه به سرانجام نمى رسد، ديروز خبر رسيد شعار «ستارگان پارس» كه تاكيد مى كنيم فقط براى درج روى اتوبوس  تيم ملى انتخاب شده و مورد استفاده ديگرى ندارد باعث به وجود آمدن سوء تفاهماتى شده كه ريشه در مسائل قومى دارد. ديروز ايلنا در خبرى از تغيير اين شعار خبر داد، تغييرى كه فارس نيوز چهارشنبه شب از قول يك مقام آگاه آن را تكذيب كرده بود. اما در ايلنا چنين آمده: عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس شوراى اسلامى با تشكر از تغيير شعار «ستارگان پارس» تيم فوتبال ايران در مسابقات جام جهانى به «صلح براى همه بر پايه عدالت و معنويت» تاكيد كرد: شعار ستارگان پارس ميان قوميت هاى مختلف اختلاف و تفرقه ايجاد مى كرد.
هاشم حجازى فر گفت: بنده در تذكرى كتبى به رئيس جمهورى نسبت به شعار «ستارگان پارس» براى تيم فوتبال ايران در جام جهانى اعتراض كردم زيرا اعضاى تيم فوتبال كشورمان كه فقط از فارس ها نيستند بلكه در ميان آنها از اقوام مختلف ديگرى هم حضور دارند. وى با بيان اينكه شعار بايد ايجاد وحدت كند نه اينكه ميان قوميت ها اختلاف ايجاد كند، تصريح كرد: پس از اعتراض و تذكر بنده رئيس جمهورى همان روز به معاونت تربيت بدنى خود اين موضوع را ارجاع دادند. حجازى فر تاكيد كرد: «بعد از آن موضوع در جلسه هيات دولت مطرح شد و شعار« صلح براى همه برپايه عدالت و معنويت» جايگزين شعار قبلى شد. ۳۲ كشور تيم فوتبال به جام جهانى مى فرستند، كدام يك از آنها به صورت قوم گرايى شعار انتخاب كردند. در اين شرايط صحيح نيست شعارهاى اختلاف برانگيز انتخاب كنيم!» نكته اينجا است كه احتمالاً ترجمه انگليسى شعار معنوى و چندمنظوره فوق (كه اميدواريم ترجمه اش دوباره مشكل درست نكند) به فضايى بيشتر از يك اتوبوس احتياج دارد! در عين حال به نظر نمى رسد اين شعار تغيير كند، چرا كه شيوه انتخاب آن براساس نظرخواهى بوده و فدراسيون فوتبال يا دولت ايران در اين باره دخالتى نداشته اند!

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 13:40  توسط   | 

روزنامه ایران گستاختر و فحاشتر شده است

 

احمد آقایی از انزلی

 

 

 

در بخشی از مطلب  بسیارمتعفن «چنگیز می میرد!» آمده است:

عزيزان! دشمن داره تمام تلاشش رو مى كنه تا ما رو دلسرد كنه و به زانو دربياره! ما رو مجبور كردن كه ديگه فحش نديم، رو زمين تف نندازيم، كرم افشانى نكنيم،  راجع به مسائل مستراحى حرف نزنيم !

 

 

در حالیکه مهرداد قاسمفر سردبیر روزنامه ایران جمعه کوشیده تا در صفحه اول روزنامه مورخه جمعه 29 اردیبهشت ماه،  در مطلبی تحت عنوان«ما را خیال رنجش یاران نبود»آذربایجان را به لقب قلب تپنده تاریخ ایران زمین مفتخر کند و از سوی دیگر اعتراضات بقول خود «هموطنان گله مند آذری زبان» را  ناشی از سوئ برداشت، یک کلاغ چهل کلاغ کردن، تعصبات قومی و در نهایت تابع تحریکات پنهان بداند، اما همین روزنامه، در همان روز، در صفحه اول بخش کودک و نوجوان، در مطلب سراپا سخیف و اهانت آمیز دیگری، تحت عنوان «چنگیز می میرد!»، مجددا به دفاع از اراجیف سابق خود پرداخته و در ادبیاتی که بی تردید ضمن پوزش عمیق از خوانندگان می توان از آن با نام «ادبیات مدفوع» یاد کرد،  کثیفترین کلمات ، جملات و مفاهیم ممکنه را نوشته و تقدیم کودکان معصوم کرده است.

اگر نویسندگان ادبیات طنز کودکان فارس زبان، اینان هستند پس وای به حال ملتی که اختیار تصمیم گیری در امور فرهنگی خود را به دست این مدفوع ستایان داده است!

با همدیگر مطلب به اصطلاح طنز روزنامه ایران جمعه را می خوانیم.

لطفا به جملات تغییر رنگ داده شده و توضیحات همراه ان توجه فرمایید:

 

 

كودك و نوجوان (۱)

۳۴۷۶

sLogo.gif

 

 

 

يك فاجعه دردناك

چنگيز مى ميرد!

حكايتى كه مى خوام براتون تعريف كنم همون طور كه از اسمش معلومه، واقعاً تكون دهنده است...

259164.jpg

 

مدتيه گروه پرافتخار «چ.س.م.خ» (با عرض معذرت:منظور نویسنده همان چس مخ  با ضمه حرف اول هر دو کلمه است)كه عبارت باشه از چنگيز، سهيل _ كه خودم باشم _ منصور و خسرو، سخت تحت فشاره و از هر طرف داره چلونده مى شه. مديرمسؤول و سردبير گير دادن كه ايران جمعه نبايد اخلاق بچه ها رو خراب كنه و بدآموزى داشته باشه و ما نبايد حرفاى باحال بزنيم و كارهاى باحال كنيم و بچه ها بايد برن اين چيزها رو از دوستاشون توى مدرسه ياد بگيرن، نه از ما. كار به جايى رسيد كه هفته پيش سارا يه كلمه توى كاريكاتورمون گفت: «سوووكس» اينا برداشتن عوضش كردن و نوشتن: «سوووسك» كه نكنه ادبيات فارسى خواننده ها خراب شه!
يه روز بعد از مدرسه چنگيز جلسه اضطرارى تشكيل داد و بر و بچس رو جمع كرد همون مكان هميشگى يعنى كنار ساندويچى كامى كثيفه. (اين ساندويچى نقش مهمى توى تصميمات اساسى گروه داره و بوى روغن سوخته سرطان زاش كلى به همه فاز مى ده) چنگيز يه نطق تاريخى رو شروع كرد:
«عزيزان! دشمن (با توجه به اعتراضات اخیر، منظور نویسنده بی تردید همان آذربایجانیها و تورکها می باشد)داره تمام تلاشش رو مى كنه تا «چ.س.م.خ»(چس مخ) رو دلسرد كنه و به زانو دربياره! ما رو مجبور كردن كه ديگه فحش نديم، رو زمين تف نندازيم، كرم افشانى نكنيم، راجع به مسائل مستراحى حرف نزنيم و از همه بدتر، به باباى مجيد كوچول نگيم گوريل! «چ.س.م.خ»(چس مخ) كه اين كارها رو نكنه «ا.خ.ت.ف»(با عرض معذرت:منظور نویسنده همان کلمه زشت اخ تف است) هم نيست چه برسه به «چ.س.م.خ»(چس مخ)
-  صحيحه!
-  اى ول!
چنگيز ادامه داد: «به نظر من گروه ما داره يه آزمايش بزرگ رو مى گذرونه. همه ما بايد حواسمون رو جمع كنيم تا نتيجه اش مثبت بشه!»
من گفتم: «نتيجه آزمايش عمه عفى مثبت بود، بچه دار شد!»
خسرو همون جور كه داشت _ مطابق معمول _ لقمه شو مى جويد گفت: «آقا، قرارمون اين نبود! بچه دار شدن تو اين دو ر وَ زمونه ديوونگيه! من آمادگى شو ندارم!»
منصور گفت: «اگه مى خواى تعدادمون زياد شه راه هاى ديگه اى هم هست!»
(در حکایت نگذارید سوسکها سوسکمان بکنند! نویسنده از زیاد شدن تعداد سوسکها و در واقع  تورکها بسیار نگران شده بود. اکنون آنها دنبال راهی برای زیاد کردن تعداد خود هستند)
چنگيز زد روى پيشونى اش: «اون آزمايشو نمى گم ديوونه ها! منظورم اين بود كه بايد خودمون رو با شرايط تازه هماهنگ كنيم
(شرایطی که اکنون بعد از اعتراضات مردم آذربایجان بوجود آمده است)... بايد تا يه مدت «چ.س.م.خ»(چس مخ) مخفى باشيم!»
-  «چ.س.م.خ»
(چس مخ) مخفى ديگه چه جوريه؟
-  مثلاً حالا كه حرفامون رو سانسور مى كنن مى تونيم جاى هر كلمه سانسورى يه معادل بهداشتى بذاريم كه حفظ ظاهر شه. مثلاً جاى (...) بگيم «مسواك» جاى (...) بگيم «خمير دندون» جاى (...) بگيم حوله، جاى (...) بگيم «صابون» ... (در سطر پایین متوجه خواهید شد که منظور از این کلمات جایگزین چیست)چه مرگته خسرو؟!
خسرو از وسط هاى نطق داشت اين پا و اون پا مى كرد و حسابى رفته بود روى اعصاب چنگيز:
«ام... ببخشيد... من «مسواك»(با عرض معذرت:منظور نویسنده همان مدفوع است)دارم، اجازه هست برم دستشويى؟!»
با اين حجم غذايى كه خسرو مى خوره به زودى مى تونه به همه جاى دنيا مسواك(مدفوع) صادر كنه!

نمى دونم چه جورى اصل ماجرا رو براتون تعريف كنم... خيلى واسم سخته... اما چاره اى نيست.
خلاصه چند روزى به همين منوال گذشت و ما اعمال
«چ.س.م.خ»(چس مخ) رو خيلى مخفيانه انجام مى داديم و جاى حرفاى باحال(عجبا که این جماعت با مدفوع امثال آن حال می کنند!) چيزهاى بهداشتى مى گفتيم تا اينكه يه روز بعد از مدرسه اتفاق عجيبى افتاد!
سر يكى از جلسات گروه، سر و كله منصور با يه «ملنگ» پيدا شد!
(آموزش لمپنیسم به کودکان معصوم) (لابد مى دونين كه هر كسى عضو گروه ما نباشه «ملنگ» حساب مى شه) منصور بچه بدى نيست حتى يه وقت هايى كه آدامس توت فرنگى شو از دهنش در مى آره و مى ده من بجوم خيلى باحال مى شه اما مشكلش اينه كه فكر مى كنه چنگيز حقشو خورده واسه همين اون جور كه يه «چ.س.م.خ»(چس مخ) واقعى بايد از رئيس، فرمان ببره، نمى بره.
چنگيز يه جورى منصور رو نگاه كرد كه اگه به من مى  كرد تو شلوارم
«خمير دندون»(با عرض معذرت:منظور نویسنده همان دفع کردن در شلوار است) كرده بودم!
-  اين ديگه كيه؟
منصور زد روى شونه پسرى كه باهاش بود:
«اين رفيق تازمه؛ بهرام شپش!»(آموزش لمپنیسم به کودکان معصوم)
چنگيز سعى كرد آروم باشه: «منصور پسرم، مگه نمى دونى ورود ملنگ به جلسات ما ممنوعه؟»
- من فكر كردم توى اين شرايط، بد نيست تعداد اعضا رو زياد كنيم تا مقاومت گروه بيشتر بشه!
-  چى چى؟!
منصور انگار بخواد حرف حكيمانه اى بزنه سينه اش رو صاف كرد و گفت:
«فرض كن يه تركه داشته باشيم، وقتى يه كم فشار بياريم از وسط مى شكنه. حالا اگه ده تا تركه رو بذاريم روى هم چى مى شه؟»(این جملات شیطنت بسیار خطر ناکی است. با توجه به یکسانی دو کلمه ترکه: اشاره به یک تورک و ترکه: اشاره مثلا به شاخه یک درخت، نویسنده کوشیده تا عقده خود را از اعتراضات ملت تورک آذربایجان خالی کند!)
-  با لگد مى زنيم مى شكنه!
منصور بد كنف شد: «خيلى ضدحالى! مى خواستم يه نتيجه باحال بگيرم، نذاشتى!»
چنگيز حسابى قاطى كرد: «چرا مزخرف مى گى منصور؟ آخه چه جورى به يه ملنگ اعتماد كردى؟»
(آموزش لمپنیسم به کودکان معصوم)
منصور با دست يه اشاره به سر تا پاى بهرام كرد:
«بهرام ذاتاً «چ.س.م.خ»(چس مخ)  ه، خودتون ببينين!» راستش همچى بيراه هم نمى گفت، پسره بيشتر شبيه سطل آشغال بود تا آدميزاد، با اين فرق كه سطل آشغال مراعات مى كنه و دهنشو باز نمى ذاره تا بوى خفن اش بپيچه توى هوا! (آموزش لمپنیسم به کودکان معصوم) لكه هاى چرك همچى قاطى پوست بهرام شده بود كه ديگه مى شد جزو پلنگ ها طبقه بندى اش كرد، جاى مو يه پارك جنگلى مخصوص شپش ها بالاى سرش ساخته بود و مدام هم بالا و پايين بدنش رو خارت و خارت مى خاروند. (عادی و بلکه جالب جلوه دادن کثیف بودن در نزد کودکان معصوم) خسرو كه اشتهاش كور شده بود گفت: «اين كه «چ.س.م.خ»(چس مخ)  مادرزاده!»
چنگيز راضى نشده بود: «قبلاً هم گفتم، عضوگيرى توى برنامه ما نيست. اگه اصول رو زير پا بذاريم گروه نابود مى شه!»
-  تو مى ترسى يكى عضو گروه بشه كه ازت
«چ.س.م.خ» (چس مخ) تر باشه و اون وقت رياستت به خطر بيفته،  هر چند همين الان هم كسايى توى گروه هستن كه حقشون خورده شده!
حرف دهنتو بفهم «مسواك» (با عرض معذرت:منظور نویسنده همان گه است)!
-  به من مى گى «مسواك» (با عرض معذرت:منظور نویسنده همان مدفوع است)؟ خيلى «خميردندونى»(با عرض معذرت:منظور نویسنده مشخص نیست. قبلا هر دو کلمه برای مدفوع استفاده شده بود. اکنون مدفوعتر از مدفوع چیست؟ من نمی دانم. باید از نویسنده محترم پرسید!)!
-  همچى مى زنم تو سرت كه عين «برس» عرعر كنى! (آموزش لمپنیسم به کودکان معصوم)
-  «حوله» (کلمه ای که بار مثبت معنایی داردو همچون کلمات مسواک و خمیر دندان به عنوان فحش استفاده می شود)!
-  «صابون»(کلمه ای که بار مثبت معنایی دارد داردو همچون کلمات مسواک و خمیر دندان به عنوان فحش استفاده می شود)!

-  «شامپو»(کلمه ای که بار مثبت معنایی دارد داردو همچون کلمات مسواک و خمیر دندان به عنوان فحش استفاده می شود)!

همون جور كه منصور و چنگيز داشتن لوازم بهداشتى نثار هم مى كردن، بهرام شپش به حرف اومد:
«اين كه دعوا نداره، رأى مى گيريم. هر كى منو به
«چ.س.م.خ»(چس مخ) ى قبول داره دستش رو ببره بالا!» رأى؟! خدايى خيلى رو مى خواد! آخه وقتى آقام چنگيز توى گروه باشه كى جرأت داره روى حرفش رأى بياره؟ غير از يه خائن پست فطرت؟
چنگيز چپ چپ نگاهم كرد
: «سهيل، خجالت نمى كشى دستتو بالا بردى خائن پست فطرت؟!»
هنوزم مى گم عمراً روى حرف چنگيز حرف بيارم، اما بهرام انقده «چ.س.م.خ»
(چس مخ)  بود كه نمى شد بهش رأى نداد!
چنگيز كه ديد همه دست ها بالا رفته سرشو تكون داد و گفت: «باشه! از همين الان من ديگه عضو گروه نيستم. اما آخرش مى فهمين حق با من بوده!» بعد، گذاشت و رفت! باورم نمى شد،
«چ.س.م.خ»(چس مخ) (چس مخ)  ، «س.م.خ» شده بود! منصور دماغشو _ كه از بقيه جاهاش دم دست تره _ خاروند و با بى تفاوتى گفت: «نگران نباشين بچه ها ما هنوز چهارنفريم! هر موجود زنده اى تغيير و تحول لازم داره، حتى كرم يه روز پيله مى تنه و تبديل به پروانه مى شه. وقتش بود «چ.س.م.خ» هم تغيير كنه تا كهنه و تكرارى نشه! از اين به بعد گروه «م.س.ب.خ» (منصور، سهيل، بهرام، خسرو) مثل سابق به فعاليت هاش ادامه مى ده! همه براى يكى، از اين به بعد من سرور همه!»

هر چى به اصل قضيه نزديك تر مى شيم حالم بدتر مى شه... اصلاً دلم نمى خواد اون حادثه يادم بياد... اما چاره چيه؟
چند روز گذشت و كم كم داشتيم به وضعيت تازه عادت مى كرديم. يه بعدازظهر كه گروه جلسه تشكيل داده بود منصور گفت: «بچه ها يه پيشنهاد دارم... از اون جايى كه همه خواننده ها، خسرو رو با لقب «تپل» مى شناسن پيشنهاد مى كنم از اين به بعد توى گروه هم «تپل» صداش بزنيم. كسى كه مخالف تغيير و تحول نيست؟»
به نظر من كه فرقى نمى كرد. وقتى
«چ.س.م.خ»(چس مخ)  ديگه «چ.س.م.خ»(چس مخ)  نباشه چه فرقى مى كنه چى باشه؟
«پس رسماً اعلام مى كنم اسم گروه ما از اين به بعد «م.س.ب.ت»ه!» منصور اينو گفت و نيشش تا بناگوش باز شد. يه لحظه به نظرم رسيد چيزى ديدم كه باورم نمى شد... چشمامو محكم ماليدم، حتماً خيالاتى شده بودم... اما نه... دندون هاى منصور عين برف تميز شده بودن!

اتفاق عجيب بعدى فرداش سر كلاس رياضى افتاد. آقاى رياضى جواب مسأله رو پاى تخته نوشته بود و مى خواست بشينه روى صندلى كه يهو منصور داد زد: «مراقب باشين آقا!» آقاى رياضى يه نگاه به صندلى كرد و قيافه اش مهربون شد: «آفرين پسر گلم، اگه نگفته بودى نشسته بودم روى اين سيم كه به اين نارنجك وصله، اون وقت ضامنش كشيده شده بود و الآن تركيده بودم! دو نمره به امتحانت اضافه مى شه!» (آموزش لمپنیسم به کودکان معصوم)
چشام گرد شده بود، ناخودآگاه سرمو چرخوندم به عقب و نيمكت چنگيز رو نگاه كردم. چنگيز داشت با تأسف سرشو تكون مى داد و زير لب يه چيزايى شبيه:
«حوله خميردندون» مى گفت!
زنگ تفريح، خسرو... يعنى تپل روكشيدم يه گوشه و باهاش حرف زدم. وقتى حرفام تموم شد تپل (كه بر خلاف هميشه فكش نمى جنبيد) شونه هاشو انداخت بالا و گفت: «خيلى بدبين شدى سهيل ، اينجورى هام نيست!»
- چرا من مطمئنم منصور يه مرگشه... فقط اينا نيست كه، مطمئنم تازگى ها بوى «خميردندون» مى ده!
-هه! اون كه هميشه بوى «خمير دندون»(با عرض معذرت:منظور نویسنده همان مدفوع است)!  مى ده!
-
نه خنگه از اون «خميردندون ها»(با عرض معذرت:منظور نویسنده همان مدفوع است)!  نه! منظورم خميردندون واقعيه كه باهاش نظافت .... خسرو، اين چيه تو دستت؟!
- چى اين؟ سيبه!
- پس ساندويچ يه مترى ات كو؟!
- اونا بهداشتى نيست، تصميم گرفتم زنگ هاى تفريح سيب بخورم!

شبش كابوس يه حموم پر از كف رو ديدم كه منصور و خسرو توش دست و پا مى زدن، وقتى خواستم كمكشون كنم پام رفت روى يه قالب صابون و با سر افتادم توى كف ها... خيلى وحشتناك بود هر چى بيشتر دست و پا مى زدم فايده اى نداشت و چرك هاى تنم بيشتر پاك مى شدن...نه! از خواب پريدم، يه نفس عميق كشيدم،
هنوز بوى گند مى دادم! خيالم راحت شد. تصميم گرفتم كه توى جلسه فردا با خود منصور حرف بزنم.

هنوز مى خواين جزئيات اون فاجعه رو بدونين  ؟ باشه، خودتون خواستين...
فرداش به منصور گفتم: «چه جورى بگم... من احساس مى كنم كه اتفاقاى ناجورى داره براى «چ.س.م.خ»
(چس مخ) يعنى «م.س.ب.خ» چيز... «م.س.ب.ت» مى افته!
- مثلاً چى؟
- مثلاً رنگ جورابت زرده!
- چه ربطى داره؟!
-
آخه قبلاً انقدر چرك بود كه رنگش ديده نمى شد... تازه دهنتم ديگه بوى گربه مرده نمى ده... يه مدته خسرو جاى ساندويچ سيب مى خوره و بعدش مسواك مى زنه... كم مونده معلم ها كارت صدآفرين بهمون بدن! (خوانند محترم عجله نکنید. نویسنده طاقت بیان حرفهای خوب را ندارد . تا آخر بخوانید!)
منصور زد روى شونه ام: «اشتباه نكن ما به اصول گروه وفاداريم و هنوز همون بى تربيت هاى سابقيم اما ناچاريم وانمود كنيم كه سر به راه شديم. الآن مسؤولاى روزنامه چهارچشمى مراقبن كه اگه دست از پا خطا كرديم بندازنمون بيرون. بايد يه مدت فيلم بازى كنيم تا آب ها از آسياب بيفته... مى فهمى كه ثهيل؟
- آره... ببينم منو چى صدا كردى؟!
- چى مى گى ثهيل؟!
- ثهيل؟ ولى من «سهيل»ام نه «ثهيل»!
- پسر مى دونستى كه تو چقدر تكى؟! مى دونستى كه هيچ سهيلى مثل سهيل ايران جمعه نمى شه؟ (خدايى از اولش مى دونستم اما تواضع نمى ذاشت به روم بيارم!) همچين سهيلى ديكته اسمش هم بايد با بقيه سهيل ها فرق داشته باشه، قبول ندارى؟

259092.jpg

 

سرمو خاروندم: «اِم ... چرا، فكر كنم...»
«قبول نكن سهيل!»
چهار نفرى برگشتيم عقب، اين صداى آقام چنگيز بود كه عين رعد همه جا رو لرزوند! منصور كه هاج و واج مونده بود گفت: «تو اين جا چى كار مى كنى چنگيز؟ تو كه ديگه عضو گروه نيستى!»
چنگيز همون طور كه آروم آروم نزديك مى شد، گفت: «گروه «چ.س.م.خ» با خون دل و عرق زير بغل و چرك كف پاى ما به اينجا رسيده، فكر كردى به اين راحتى مى ذارم نقشه پليد دشمن عملى شه  اى عنصر فريب خورده؟»
منصور با دهن باز گفت: «كدوم نقشه؟» چنگيز يكى از اون پوزخندهاى چنگيزى زد: «هاه! نقشه تغيير هويت و نابودى كامل «چ.س.م.خ»!» بعد رو كرد به ما كه مونده بوديم داره از چى حرف مى زنه: «اين نقشه چهار فاز عملياتى داشت، فاز اول: دور كردن من از گروه و آوردن بهرام تا «چ.س.م.خ» تبديل به «م.س.ب.خ» بشه. فاز دوم: تبديل كردن «خسرو» به «تپل» تا «م.س.ب.خ» بشه «م.س.ب.ت» يه تغيير ظاهراً كوچولو كه هيچكدوم از شما مغزنخودى ها نفهميدين مقدمه فاز نهايى نقشه دشمنه!
- منظورت چيه؟!
چنگيز با صداى ترسناكى داد زد: «چرا نمى فهمى سهيل؟ اگه قبول مى كردى كه «ثهيل» صدات كنن گروه تبديل مى شد به ... «م.ث.ب.ت»!»
مثبت! تازه دوزاريم افتاد كه داشتيم به چه ذلتى مى افتاديم! باورم نمى شد كه منصور همچى خيانتى در حق گروه كرده باشه: «منصور خائن!»
چنگيز گفت: «منصور شعورش به اين چيزها نمى رسه، «برس »تر از اين حرفهاست!» (آموزش لمپنیسم به کودکان معصوم) بعد پريد و پس يقه بهرام شپش رو كه داشت يواشكى جيم مى شد گرفت و با يه حركت موهاش رو چنگ زد و كشيد. جلوى چشماى گرد شده ما يه دسته موى مصنوعى چرب و كثيف ور اومد و از زيرش زلف تميز و كوتاه وشونه كرده بهرام پيدا شد!
منصور به تته پته افتاد: «ى-...يعنى...چ-...چى؟»
«هنوز نفهميدى «جاحوله اى»؟(آموزش لمپنیسم به کودکان معصوم) اين يه بچه مثبت نفوذيه!» چنگيز اينو گفت و با انگشت محكم روى پوست پلنگى بهرام كشيد، چرك هاى قلابى غلفتى وراومدن و پوست تازه شسته بهرام زيرش معلوم شد.
چند دقيقه بعد با استفاده از روش هاى مدرن پليسى (چك، لگد و مقدارى مشت)
(آموزش لمپنیسم به کودکان معصوم) فهميديم «بهرام بچه مثبت» مأمور مخفى مسؤولان روزنامه است و قرار بوده با استفاده از نقطه ضعف گروه يعنى منصور «چ.س.م.خ» رو به راه راست منحرف كنه. تمام مدت، اون يواشكى افكار نابودگرش رو به اسم تغيير و تحول تو گوش منصور ساده لوح خونده بود و به گروه خط داده بود. اگه آقام چنگيز نبود كه جلوى توطئه رو بگيره الآن ما چهار تا بچه مثبت تميز و ادوكلن زده بوديم كه عوض ايران جمعه توى برنامه رنگين كمان نشسته بوديم و داشتيم «آهويى دارم خوشگله...» مى خونديم! (چه ننگى!)
چند روز بعد دوباره همه چى به حالت اول برگشت و مثل روزهاى خوب قديم لباس هامون چرك شد و همه بوى «صابون» و «مسواك» گرفتيم. تازه نه از اين صابون و مسواك ها، از همونا!
خسرو هم دوباره شروع كرد به خوردن ساندويچ هاى ايكس لارژ چرب و چيليش
و خلاصه يه بار ديگه گروه، با تدبير چنگيز نجات پيدا كرد! بعد از اون قضيه چنگيز يه جمله قصار گفت كه بايد آب طلا نوشت: «چ.س.م.خ» هميشه «چ.س.م.خ»(چس مخ)  باقى مى مونه. اونى كه آخر سر پروانه مى شه كرم ابريشمه نه كرم روده!
كل ماجرا همين بود ديگه... آها راستى، تيتر و تصويرسازى مطلب واسه اين بود كه هيجان زده شين و تا آخر بخونيدش و گرنه عمراً سرور «چ.س.م.خ»(چس مخ) هاى عالم بميره!!

 

این همه داستانی بود که یک صفحه کاملی یکی از کثیرالانتشار ترین روزنامه های دولتی را بخود اختصاص داده است. برای چاپ این روزنامه در هروز دهها میلیون تومان از پول بیت المال صرف می شود.

در این حکایت نفرت انگیز از مدفوع ادمی تا کثافت زیر بغل، از اخ تف تا چس مخ و از کرم روده تا شپش را می توانید پیدا کنید.

وای به حال ملتی که کودکان معصومش را به دست این جماعت سخیف و خفیف بسپارد!

جا دارد که مربیان آموزشی بخاطر درج چنین مطالب کثیفی در یک روزنامه سراسری و اختصاص آن به کودکان معصوم انتحار کنند!

اگر باورتان نمی شود که این مطالب در روزنامه ایران مورخه جمعه 29 اردیبهشت نوشته شده است لطفا به لینک زیر مراجعه کنید:

 

http://www.iran-newspaper.com/1385/850229/html/children1.htm#s618276

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 15:38  توسط   | 

آذربایجان در اعتراض

به دنبال چاپ کاریکاتور و مطالب توهین آمیزروزنامه ایران به ترکها، آذربایجان روزهای ناآرامی را سپری می کند.

اخبار رسیده از شهرهای مختلف آذربایجان حاکی ازجریحه دار شدن احساست ملی آذربایجانی هاست که  اعتراضات گسترده ای را در پی داشته است.دانشگاههای شهرهای تبریز,ارومیه,اردبیل,تهران،مراغه,زنجان و...ظرف روز های گذشته شاهد تحصنات وتجمعات اعتراض آمیزی بوده است که در تاریخ معاصر آذربایجان کم سابقه می باشد. معترضان که عمدتا جمعیت آنها در تجمعات به هزاران نفر می رسیده است با سر دادن شعارهای ملی خواستار عذرخواهی رسمی روزنامه ایران ازترکها شده اند. اعتراضات که با شعارهاو خواسته های یکسان هرروز ابعاد گسترده تری به خود می بیند نشانگر انسجام و وحدت در بطن جنبش آذربایجانی ها(حرکت ملی آذربایجان) است.که خود عاملی در جهت وحشت هر چه بیشتر حاکمیت از رشد و نمو این حرکت گشته است.گزارشات بر این نکته صحه می گذارد که مامورین امنیتی جمهوری اسلامی با زیر نظر داشتن تحرکات اخیر از رودررویی مستقیم و قهر آمیزبا معترضان خودداری می نمایند.این مسئله عمق نگرانی های جمهوری اسلامی را از گسترده تر شدن اعتراضات، اعتصابات و تحصنات و سوق آن به سمت حرکتهای خیابانی را  نشان می دهد.

در ماهها و روزهای اخیرحاکمیت با توجه به وضعیت خاص بین المللی خود سعی در خاموش نمودن کلیه حرکتها در داخل ایران را داشته است ودر همین راستا دستگیری ها و فشارها در آذربایجان نسبت به پیش سیر صعودی به خودگرفته بودکه با رویدادهای اخیر به نظر می رسد که حاکمیت در پیشبرد این سیاست با شکست مواجه شده است.

با توجه به سوابق تاریخی،  بیم حاکمیت از اینست که این اعتراضا ت حتی به شهرهای غیر ترک نشین نیز رخنه کند که در این صورت با توجه به وضعیت کنونی چالشی بزرگ فراروی رژیم قرار خواهدگرفت که می تواند عواقب غیر پیش بینی شده ای در پی داشته باشد.دستپاچگی برخی از مسئولین و نمایندگان مجلس نیز به همین خاطر است.

زمزمه هایی وجود دارد که در هفته پیش رو دامنه اعتراضات به خیابانها کشیده شود و حتی گفته می شود که بازار تبریز خود را برای اعتصاب آماده می کند .واقعیت اینست که رژیم جمهوری اسلامی تاکنون نتوانسته تاکتیک مناسبی در جهت مقابله با جنبش مدنی آذربایجان اتخاذ نماید.جریانات و وقایع مراسم روز بابک خود گواهی بر این ادعاست.چندین سال قبل در جریان برگزاری این مراسم شعارها و خواسته های مطرح شده باعث حساسیت فوق العاده حاکمیت به حرکتهای آذربایجانی ها شد.سال بعد اطراف قلعه بابک به شعاع دهها کیلومتری شاهد حضور نیروهای وابسته به رژیم بود تعداد بسیاری با پشت سرگذاشتن دهها مانع خود را به قلعه بابکی رساندند که شاهد مانور نظامی نیروهای مسلح بود. دستگیریها روند بی سابقه ای به خود گرفت بازداشتگاههای رژیم مملو از دستگیر شدگان بودبه گفته شاهدان عینی تعداد بازداشت شدگان از مرز 5000  نفر نیز می گذشت با این حال نه تنها مراسم آن سال نیز به نوعی برگزار شد بلکه به گفته فعالین آذربایجانی حرکتها از کوهها به شهرها آمد در همین چند سال نیزاکثریت فعالین آذربایجانی تلاش های فراوانی نموده اند تا تجمعات و مراسم های خود را حتی به میادین مرکزی شهرهای بزرگ بکشانند.تظاهرات هزاران نفری تبریز و شهرهای دیگر در اسفند گذشته و حوادث چند روز گذشته نشانگر اینست که آنها به این مهم دست یافته اند.حال حاکمیت, جنبش ملی آذربایجانی ها را برای خود به مثابه غده سرطانی می بیند که زخمی کردنش سرایت آن به دیگر قسمتها رادر پی داشته است.از این منظر می توان مدعی نمود که حاکمیت در مواجه با این حرکت نا توان مانده است حتی به نظر می رسد در صورت برخورد شدیدتر با این حرکت عواقب وحشتناکی منتظر جمهوری اسلامی باشد.وضعیت امروز شباهت بسیاری به یکصد سال قبل دارد که همه مناطق ایران در مقابل استبداد تمکین نموده بودند ولیکن این آذربایجان بود که همچنان بااستبداد مبارزه می نمود.آذربایجان این بار در حالی که هیچ صدای اعتراض آمیزی از دیگر نقاط به گوش نمی رسد یک تنه به جنگ تمامیت خواهان رفته است.با این تفاوت که اینبار آذربایجان بیشتر به دنبال سهم خود است آنهم در همه امور.تبریز به دنبال رد پای ستارخان حتی به نهران نیز آمده است تا در پارک اتابک خون فرزند خود را از تهران بازستاند.ظهر26  اریبهشت قلب تهران با صدای فرزندان ستار که به خون خواهی آمده  بودند به لرزه درآمد.باور کنیم پایه های سست استبداد نیز به لرزه درآمده و در حال ریختن است.

بابک تبریزی 28 اردیبهشت 1385

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 16:27  توسط   | 

تجمع دانشجویان باغیرت دانشگاه آزاد اسلامی بناب

 

از دانشگاه آزاد بناب نیز خبر میرسد که دانشجویان فعال این دانشگاه همراه با امضا طوماری بالغ بر هزار نفر طی یک تجمع  پر شکوه بر علیه اقدامات شونیزم اعتراض نمودند. در پایان دانشجویان قطعنامه ای نیز صادر کردند. تا لحظه مخابره خبر هیچ گونه عکس و یا تصویری از مراسم دریافت نشده است.

 

27 اردیبهشت 1385

 

 

بیانیه دانشجویان علوم سیاسی آذربایجان

روزنامه ایران درتاریخ 22 اردیبهشت85 با چاپ کاریکاتوری ملت بزرگ آذربایجان را تشبیه به موجودی ریزی کرد که غذایش اضافات هموطنان! پارس زبان میباشد، این اقدام موهن نه تنها توهین به ملت غیور آذربایجان و مرگ انسانیت که بیانگر شدت عداوت شونیسم پارس نیز هست.

روزی که شونیسم پارس در 21 آذر 1325 اقدام به قتل عام انسانهای بی گناه و آزادیخواهان آذربایجان نمود و روزی دیگر در26 آذر همان سال کتابهای ترکی را که نماد فرهنگ دیرپای آذربایجانیان بود، در خرمن های آتش سوزاند، باید روشنفکران ما بر این باور میشدند که سالیان آتی نه فقط انسانها و کتابها را از بین خواهند برد که فرهنگ، اقتصاد، تاریخ، سیاست، مرزها
و حتی نام آذربایجان را نیز از میان خواهند برد.

پهلویها که باسوزاندن و خاکستر نمودن ملتهای بیگناه ساکن در ایران بالاخص ملت آذربایجان توانسته بود بر اریکه قدرت بنشینند با کشتار ملت آذربایجان و سوزاندان کتابهای ترکی و بر افروختن خرمنی از آتش دلهای مردمی که تنها چهل سال پیش از آن دموکراسی را به کشور موهوم ایران هدیه آورده بودند میراث دار تمدنی بود که به گفته شان 2500 سال قدمت داشت،(بماند که این تمدن از پایه چه بود؟)

هیولای شونیسم پارس که با رضای قلدر آغاز گردید، در آذر25 محمدرضا آن را به اوج خود رساند، هرچند محمد رضا رفت، اما فرزندان خلف او در قامت روشنفکری راه او را مستحکم تر از پیش دوام بخشیدند. آنها روزی با پرسشنامه " فاصله اجتماعی" درسال 74 ، روزی دیگردر قالب فیلم سینمای کلاه قرمزی و روزهای دیگر در شکل کتابهای رنگارنگ با فرمی باصطلاح علمی و امروز در نوعی جدید و در یک روزنامه دولتی طرح خود را نمایان کردند.

مرزهای ایرانی که دیروز توانست با آتش گلوله بر سینه انسانهای بیگناه و نیز کبریت آتش بر کتابهای فرهنگ و تمدن یک ملت صیانت و حفظ شود ، امروز حافظان آن ناچار دربرابر جوانان آگاه به منافع ملی آذربایجان مستأصل گردیده و دست به قلم شده اند تا با توهین درقالب ژورنالیسم آن مرزها راحفظ کنند.

افسوس وصد افسوس بر ملتی که روشنفکرانش می خواهند تمدن و فرهنگ آنها را با فحش و ناسزا؛ نه، بلکه غرق در منجلاب عفونت حفاظت نماید.

روزنامه ایران که از بدو انتشار سخنگوی بخشی از جریان روشنفکری ایران جلوه نمایی میکند بالاخره سند بربریت نویسندگان خود را برملا کرد.

آری؛ آنها هر روز در لباسی جدید توهینها را ادامه میدهند و اما این ما و روشنفکران در خواب غفلت رمیده مایند، که هنوز خواب مالیخولیایی ایران بزرگ، آباد، آزاد و سربلند را می بینند، چه زیبا و دوراندیشانه گفته است آن شاعر ملی آذربایجان، بولود:«گوناه یاد دا دئییل ،اؤزوموزده دیر».

امروز باید روشنفکران ما بیدار شوند که دیگر سخن از اصل 15 و19 و فدرالیسم و کنفدرالیسم نه تنها جایی در افکار عمومی ملت آذربایجان ندارد بلکه این، خود، توهینی به ملت آذربایجان است.

ملتی که فاقد دولت باشد وهیچ شخصیت بین المللی از آن خود نداشته باشد محکوم به فنا بوده وناچار است فقط روزی که اورا مورد هتک قرار می دهند التماس کنان بگوید که دیگر نگویید ، ما هم انسانیم بهوش باشید و بهوش باشیم که این آغاز راه است ، فردا راه پر مخاطره ای در پیش است .

دوستان روشنفکر! فردا توهینی در کار نیست که اینبار شما را از خانه هایتان بیرون خواهند کرد .

ما نسل امروز، دانشجویان و فرزندان شما، امروز از کار های دیروز شما ونسل پیشین شما همچون آخوندزاده ها، طالبوف ها ، کسروی ها وشیخ الاسلامی ها وصدهای دیگر شدیدا متاثر وشرمساریم و دیگر نمی خواهیم نسل آینده نیز مارا سرزنش کند.

در پایان ما دانشجویان علوم سیاسی آذربایجان ضمن محکوم کردن اقدام تروریستی روزنامه ایران در هتک حرمت، توهین و ترور هویتی ملت آذربایجان به تمام مسئولان فرهنگی و سیاسی کشور ایران هشدار میدهیم که اگر به این اقدامت پایان ندهند بی شک با نفرت بی پایان همه ملت آذربایجان روبرو خواهند شد.

که آذربایجان دیگر سر ایران نیست ، بلکه آذربایجان قلب تپنده آذربایجانیان است

 

 

27 اردیبهشت 1385

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 16:26  توسط   | 

 
 
دانشجویان هویت طلب دانشگاه تربیت معلم آذربایجان در راستای اعتراض به توهین روزنامه ایران به ملت شریف
آذربایجان اقدام به تحصن نمودند .درتحصن که با اشتراک 3000 نفر ازدانشجویان این دانشگاه برگزار گردد . دانشجویان با سر دادن شعارهای :
آتام بابکیم ، اآتام بابکیم        قویما ائلین یاتا بابکیم
بوائل بابکین ائلی                  بودیل بابکین دیلی
اولو بابکین میللتی          قبول ائتمز ذیللتی
آذربایجان وار اولسون    دوشمن لری خوار اولسون
آذربایجان اولمیب          اوز دیللینده ن دونمه ییب
اویان بابک ،اویان بابک     یورد ون اولوب تالان بابک
مصطفی عوض بور آزاد اولسون
ستارگان فارسی    شعار یک فاشیسته
میتینگ باخواندن بیانیه ای که خواستار بر خورد با روزنامه ایران بود به بایان رسید

 

آيا حد و مرزي براي سقوط اخلاقي‌ وجود دارد ؟

پيرامون سکوت مدعيان حقوق بشر و مقامات تورک در مقابل وقاحت بيشرمانه روزنامه دولتي‌ ايران

 

ياشار گولشن

 

وقاحت بيشرمانه روزنامه دولتي‌ ايران در توهين به زبان و مليت تورکها صفحه جديدي در برنامه هاي ضد بشري محافل دولتي‌ و پان ايرانيست گشوده است . در اين گام جديد پيام تازه اي نهفته است که با توجه به توصيه گفتمان خشونت ( يا سرکوب عريان نژادي ) خبر از ذهن مريض و انديشه هاي ضد بشري صحنه چرخانان اين برنامه دارد .

در کنار اعتراض دانشجويان مبارز و شجاع دانشگاه هاي آذربايجان ، تهران و ساير مناطق در مقابل اين سياست نفرت انگيز ، سکوت چند دسته سوال بر انگيز و غير قابل توجيه است.

اولين دسته محافل مدعي‌ ترقي‌ خواهي‌ در اپوزيسيون چپ و ميانه است که در کنار فرياد دموکراسي‌ طلبي‌ و آزاديخواهي‌ شان عکس العمل شان در مقابل اين حرکت ضد انساني‌ تا کنون سکوت بوده است . نه تنها اين محافل هيچ اطلاعيه اي در محکوميت اين اتفاق صادر نکرده اند حتي سايتهاي خبري وابسته به آنها نيز خود را به خواب خرگوشي‌ زده و هيچ خبر در خوري از عکس العمل شجاعانه دانشجويان تورک نشر نه ميکنند .

اپوزيسيون ايراني‌ به خوبي‌ از جو عمومي‌ دنيا در رابطه با مساله نفرت نژادي آگاه است و خود خوب ميداند که اگر مشابه چنين مطلبي‌ حتي بسيار رقيق تر از آن در هر يک از کشورهاي امريکا و کانادا و اروپا و حتا اغلب کشورهاي آسيايي‌ نشر مييافت توفاني‌ سياسي‌ بر پا ميساخت که به تعقيب قضايي‌ ناشر و جنبش عمومي براي ابراز نفرت  از آن مينجاميد. اينکه درج اين مطلب در نشريه ارگان يک دولت‌ آنهم در خصوص قريب چهل درصد مردم يک کشور منجر به سقوط آن دولت ميشد قطعا دور از تصور نيست .

عمل محافل جمهوري اسلامي‌ که  دست در دست پان ايرانيست هاي رسوا بدنبال ايجاد و شعله ور کردن کينه ملي‌ در ايران هستند و طبعا در شرايط کنوني‌ که زير فشار سنگين قدرت هاي بزرگ به هر عملي‌ که اتحاد ملي‌ در مبارزه با جمهوري اسلامي را در ايران مانع شود دست ميزنند قابل درک است، اما توطئه سکوت موذيانه اپوزيسيون به اصطلاح مترقي‌ و آزاديخواه در شرايطي‌ که بخش عظيم مردم ساکن ايران از نظر نژادي و زباني‌ تحقير و توصيه به سرکوب و کشتار ميشوند چه تعبيري جز ماهيت متزلزل ادعاهاي آنها و نمايش پوچي‌ فرياد برابري طلبي‌ آنها دارد؟ . چنين توهين نفرت انگيزي جاي آن داشت و دارد که همه نيروهاي مدعي‌ آزادي و حقوق انساني‌ را به صحنه آورده و عليه اين نمايش نفرت نژادي‌ در قرن بيست و يکم ، به مبارزه وادارد . محافلي‌ که ادعاي مبارزه براي برابري حقوق بشر و برابري انسانها ميکنند و در مقابل اين توطئه محافل جمهوري اسلامي‌ و پان ايرانيست ها سکوت ميکنند به همان اندازه بوجود آورندگان اين حرکت مسئول عواقب فاجعه بار آن ميتوانند باشند.

اين مساله در مورد سران و مسئولين تورک اپوزيسيون مدعي‌ برابري حقوق بشر و دموکراسي‌ بعد ديگري نيز دارد . قاعدتا اينان که تعدادشان نيز کم نيستند علاوه بر اينکه بايستي‌ به دنبال اين باشند که بصورت جدي و پيگير در مقابل اين نمايش آشکار سياست ضد ملي‌ و ضد بشري موضع به گيرند، در عين حال در مقابل توهين به شخصيت فردي خود نيز قاعدتا نبايستي ساکت بنشينند . آيا با سکوت خود ميخواهند مثلا به وحدت نيروهاي اپوزيسيون حدشه وارد نشود؟  آيا اساسا هيچ ايدئولوژي سياسي‌ که ادعاي ترقي‌ خواهي‌ و برابري انساني‌ داشته باشد ميتواند تئوري و عمل خود را بر روي برتري جويي‌ نژادي و ملي‌ و قومي‌ قرار دهد و در کنار آن ادعاي دموکراسي‌ نيز به کند ؟ آن مقام تصميم گير اپوزيسيون که خود تورک است و با همه دوستان و همکاران تورک خود به زبان تورکي‌ حرف ميزند، چگونه ميتواند مقابل اين عمل که مشوق  سياست نفرت وسرکوب عريانتر و بي‌ پرواتر ملي‌ در آينده است ساکت به نشيند ؟

 

-         دسته ديگري که بصورت شگفت انگيزي در مقابل اين جريان خاموش نشسته اند تورک هاي  هستند که در رده هاي بالاي مسئوليت در حکومت جمهوري اسلامي‌ قرار دارند . به طور نمونه اين همه آيت الله هاي تورک ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي‌ ، مقامات دولتي‌ و سران سپاه که در رابطه با هويت قومي اشان از طرف ارگان همان دولتي‌ که به آن خدمت ميکنند به سوسکهايي‌ تعبيرمي شوند که از پس مانده هاي انسانها (  منظورشان فارسها است ) ارتزاق ميکنند و روزنامه ارگان دولت مخدومشان تشويق ميکند که گفتمان خشونت  را بايستي‌ در مورد آنها به کار برد، پيش خود چه توجيهي‌ براي سکوت و در واقع تاييد اين نگاه دارند .

         شکي نيست که  نه موضع سياسي‌ و نه اعتقادات مذهبي‌ شخص نه ميتواند توجيه گر سکوت در مقابل اين عمل نفرت انگيز باشد . به اين ترتيب آيا  اين مقامات تورک تعبير روزنامه دولتي‌ را در مورد خود قبول دارند ؟ اين ها که نميتوانند ادعا کنند که تورک نيستند ( انسان که هويت قومي و زبان مادري  خود را که نميتواند تغيير به دهد .) و خود خوب ميدانند که هر چه قدر هم زور بزنند نميتوانند ريشه تورکي‌ صحبت خود را تغيير دهند .

مثلا آن مقام ارشد دولتي‌ که تمام وجود و تخصص خود را وقف خدمت به حکومت جمهوري اسلامي‌ کرده و در ايام جنگ سکاندار اداره شريان حياتي‌ درآمد کشوربوده و اينک نيز چشم و چراغ فعاليت‌ هسته اي‌ اين حکومت است آيا ميتواند بگويد که  من اساسا تورک نيستم و فارس هستم ؟ راستي وي و امثال وي  به چه صورت قادرند به تشکيلاتي‌ خدمت کنند که در نهايت آنان را به همراه همه همزبانان و همشهريانشان سوسکهايي‌ ميداند که از کثافات فارسها ارتزاق ميکنند و بايستي‌ با  لنگه کفش بر سرشان کوبيد . يا مثلا آن فوتباليست نام دار تورک که اميد درخشش تيم ايران در جام جهاني‌ است براي خود چه احساسي‌ ميتواند داشته باشد وقتي‌ که در مورد وي چنين تعبيري ابراز شود و تازه به خواهند پشت پيراهنش نشان "ستارگان پارسي"‌ را هم به دوزند .

انصافا اصلا حد و مرزي براي سقوط اخلاقي‌ وجود دارد ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 16:24  توسط   | 

 

 

مدیر مسئول روزنامه ایران: دو نوبت عذر خواهي كرديم

 

 

آفتاب: پس از گذشت 5 روز از اعتراضات برخي دانشجویان در شهرهای آذری نشین، به مطلب منتشر شده در روزنامه ایران واكنش ها همچنان ادامه دارد. مدیر مسئول روزنامه ایران با اشاره به دو نوبت چاپ متن عذرخواهی ادامه اعتصابات شهرهای ترک نشین را رد و درخواست آنان برای عذرخواهی وزیر ارشاد و محاکمه روزنامه را غیر معقولانه خواند.
غلامحسین اسلامی فرد در گفتگو با خبرنگار سیاسی آفتاب  عذرخواهی یک رسانه را منوط به شرایط خاصی دانست و گفت: «تلویزیون بی بی سی روز سه شنبه  یک اشتباه فاحش در یک برنامه زنده کرد و پس از گفتگو با مصاحبه گر در سوال سوم خبرنگار متوجه اشتباه خود شد اما از کسی هم عذرخواهی به عمل نیامد
روزنامه ایران جمعه مطلبی با عنوان «چه کنیم که سوسک ها سوسکمان نکنند.» به چاپ رساند كه کاریکاتور این صفحه موجب تحریک احساسات مردم شهرهای آذری نشین شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 16:22  توسط   | 

تجمع عظیم دانشجویان دانشگاه آزاد در اعتراض به کاریکاتور موهن روزنامه ایران

دانشجویان در این مراسم علاوه بر کاریکاتورهای روزنامه ایران، به انتخاب شعار ستارگان پارسی، شعار مرگ بر آذربایجان ارامنه و همچنین لجن پراکنی سایت وابسته به مخالفین حرکت ملی (و در لباس حرکت ملی)که اخیرا سعی در زدن انگ اخلاقی به فعالین حرکت ملی نموده اعتراض نمودند 

 

تحصن ضد فاشیستی دانشگاه آزاد تبریز همزمان با سایر دانشگاههای آذربایجان امروز توسط تشکل آرمان دانشجو ،با همکاری سایر تشکلهای دانشجویی و حضور وسیع دانشجویان این دانشگاه برگزار گردید .

این تجمع اعتراضی که از ساعت 12:30در محوطه مجتمع دانشگاه آزاد برگزار گردید ، پس از قرائت بیانیه توسط مجری برنامه و قرئت چندین شعر توسط دانشجویان دبیر سیاسی تشکل آرمان ، نوید محمدی ضمن اشاره به اینکه افکار شوونیستی در زمان رشاه به کشور وارد شده ،افزود :حال ادامه دهندگان این راه اگر فرمانبرداران مستقیم انگلیس نباشند ،جاهلانی هستند که خود نیز نمی‌دانند که برای چه و اهداف چه کسانی را پیش می برند .

وحید شیخ بگلو عضو شورای مرکزی تشکل آرمان در سخنانش با اشاره باینکه سیاستهای شوونیستی اخیرا پررنگ تر شده  گفت: چگونه است که در وقت خطر آذربایجان سر ایران است و هنگام صعود تیم ملی به جام جهانی شعار تیم می شود "ستارگان پارسی"؟

بعد از سخنان شیخ بگلو ،دکتر جوانپور رئیس دانشگاه  و حجه الاسلام مصلح نماینده نهاد رهبری در دانشگاههای آزاد منطقه 2(شمالغرب کشور) به جمع معترضین پیوستند.

یونس زارعیون ،دبیر تشکل آرمان دانشجو  سخنرانی نمود وی در سخنان خود ضمن محکوم نمودن کاریکاتور موهن ، آن را یک عمل کاملا فاشیستی اعلام نمود و مصاحبه دکتر فرهنگی نماینده تبریز با روزنامه ایران را خجالت آور دانست وی همچنین از اعمال فشار بر زائرین قلعه بابک بعنوان سمبل مقاومت در مقابل بیگانگان اظهار تاسف نمود .

دکتر جوانپور رئیس دانشگاه که به جمع معترضین پیوسته بود با اظهار تاسف نسبت به این عمل غیر انسانی اعلام نمود که مراتب تاسف و تاثر نسبت به این عمل زشت توسط شورای فرهنگی دانشگاه امروز صبح به صورت مکتوب به ریاست جمهوری و رهبری ارسال شده و ما امیدواریم دیگر شاهد اینچنین عمل وقیحی نباشیم.

حجه‌الاسلام مصلح که جایگاه خوبی در میان دانشجویان دارد ضمن محکوم نمودن این عمل بی شرمانه اعلام نمود روزنامه نگار ایران آینه را مقابل خود نگه داشته و این کاریکاتور را رسم نموده . وی در ادامه گفت :این سیاست های چرکین را پس ماندگان رضا شاه پهلوی پیش می برند و آن آقای نماینده‌ای که نسبت به برگزاری همایش ستارخان توسط دانشجویان آنچنان های و هوی انداخته بودند کجا رفته‌اند؟ (اشاره به فرهنگی) الان نیز حتما مشغول معاملات سیاسی خود هستند .

سخنران بعدی صیام گنجه‌ای دبیر کانون وحدت دانشجویان بود که با محکوم نمودن این عمل چرکین اشاره نمود . کجایند آن مدعی‌العموم ها که با کوچکترین صدایی پیدا می‌شوند و روزنامه ها را به تعطیلی می‌کشند و حکمی جز تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی بلد نیستند ؟ آیا از این هم بیشتر می توان علیه امنیت ملی اقدام نمود؟
مسعود لطیفی دبیر سیاسی انجمن اسلامی نیز با محکوم سیاستهای شوونیستی خواستار اجرای اصول 15 و 19 و حق تحصیل به زبان مادری شد و آرزوی برابری و برادری بدون توجه به ملیت را نمود.

این مراسم بعد از قرائت شعر آند اولسون ومارش آذربایجان سن سن منیم به پایان رسید .

 در حاشیه :

در پایان مراسم روزنامه ایران به آتش کشیده شد.*

*کلاسهای بعد از ظهر دانشگاه  تا ساعت 5 تعطیل شد

*دانشجویان در این مراسم علاوه بر کاریکاتورهای روزنامه ایران به انتخاب شعار ستارگان پارسی، شعار مرگ بر آذربایجان ارامنه و همچنین لجن پراکنی سایت وابسته به مخالفین حرکت ملی (و در لباس حرکت ملی)که اخیرا سعی در زدن انگ اخلاقی به فعالین حرکت ملی نموده اعتراض نمودند 

شعارهای معترضین اینچنین بود:*

یاشاسین آذربایجان

آنادیلیم اؤلن دئییل باشقا دیله دؤنن دئییل

هارای هارای من تورکم

آذربایجان اویاقدی -فارس دا بیزه قوناق دی

و.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 16:16  توسط   | 

اخبار جدید از اردبیل

 

اردبیلده لئیسانلی نین ائوی و توکانی نظر آلتیندادیر

 

اردبیلده اویره نجیسل حرکاتیندان و هابئله کیملیک سی دی لری نین یاییلماسیندان سونرا، عابباس بی لئیسانلی نین ائوی و توکانی نظرآلتیندا ساخلانیلیر.

بیر تعداد قارا یاخا مامورلار او یوئره ده آردیجیل دولانیرلار.

هابئله شاهید لرین دئدیگینه گوره  لئیسانلی نین توکانی، خیاوانین قارشی طرفیندن ، مدار باغلی دوربین لر ایله کسینتی سیز گودولور.

آذربایجان میللی حرکتی اوز ایگیدلری نین امنیت لریندن غافیل اولمامالی دیر!

 

زمزمه های اعتصاب عمومی  سراسر اردبیل را در بر گرفته است

 

در حالیکه کمتر از یک هفته از انتشار اهانت نفرت انگیز روزنامه ایران علیه ملت آذربایجان و زبان تورکی می گذرد دهها هزار نسخه از اهانت نامه روزنامه ایران در بین مردم اردبیل دست به دست می گردد.خشم عمومی در حال گسترش است.اهانت به حدی بزرگ است که هر شنونده ای را شوکه می کند.

اکنون زمزمه های ضرورت اعتصاب همومی در همه جای شهر شنیده می شود.

یاد اوری می شود که روزنامه ایران در روز جمعه گذشته با انتشار کاریکاتور و متنی بسیار متعفن اعلام کرده بود که « بهتر است فارسها به توالت نروند تا تورکها از گرسنگی بمیرند!»

 

oyaq qiz

 

 

لسانی و آزاد به دادگاه تجدید نظرکلیبر احضار شدند

 

مطابق احضاریه هائی که آقایان عباس لسانی در اردبیل و اکبر آزاد در تهران دریافت کرده اند این دو فعال حرکت ملی آذربایجان، بترتیب در تواریخ 3/3/85 و 15/5/85 به دادگاه تجدید نظر کلیبر احضار شده اند.

سال گذشته، دادگاه انقلاب شهر کلیبر این دو هویت طلب برجسته را به دلیل حضور در قورولتای کبیر قلعه بابک، دست کم به یک سال زندان محکوم کرده بود.

 ساوالان ساوچی

 

 

دقت.....دقت

 

طی 48 ساعت گذشته اردبیل به شدت بمباران شده است!

 

طی چهل و هشت ساعت گذشته، شرق آذربایجان، آماج هزاران بمب نورانی و هویت زا قرار گرفته است!

جمع ناشناخته ای از فرزندان هویت طلب حرکت ملی آذربایجان، در اقدامی حساب شده، دقیق و شجاعانه، قریب به 10.000 سی دی تصویری افشاگرانه ای را در سطح محال اردبیل توزیع کرده اند.

در این سی دی 80 دقیقه ای، دردهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ملت مظلوم آذربایجان، بصورت واضح و صادقانه ای از زبان یکی از هنرمندان شهیر اردبیلی بنام «حجت هاشمی» بیان شده است.

حجت با لقب مردمی بویوک آقا، محبوبترین بازیگرمردمی برنامه های طنز صداوسیمای مرکز اردبیل محسوب می شود.

بویوک آقا بعد از مدتها نقش آفرینی در سیمای شوونیسم، همچون آتش زیر خاکسترعمل نمود و بگونه ای غافلگیرانه در برابر چشمان مبهوت دشمنان ملت آذربایجان شعله ور شد تا فانوسی گردد برای نجات مظلومترین و محبویترین ملت دنیا.

او اکنون با حضور فداکارانه در برابر دوربین ملی هویت طلبان و پشت کردن به همه مناصب دولتی و مفاخر شوونیستی، به افشای مصائب و مظالمی پرداخته است که دانستن آن هر تورک بی خبری را سراسیمه می کند!

سالها بود که هر شهروند اردبیلی با شنیدن نام بویوک آقا صمیمانه لبخند می زد. اما اکنون متعاقب بیان تراژیک دردهای ملت آذربایجان، بویوک اقا را تبدیل به سنگ صبوری برای این ملت دربند و سرزمین تحت اشغال آذربایجان خواهد کرد.

توزیع ضربتی این سی دی ها، به حدی اهالی شهر را دچار هیجان کرده که در حال حاضر هر سی دی در حال کپی به چندین سی دی دیگر بوده، رقم موجود در حال تکثیر تصاعدی است. قطعا این سی دی مرزهای آذربایجان را در خواهد نوردید و تبدیل به فصل مشترکی از شعور ملی، در مسیر سخت مبارزه با فاشیسم فارس و آپارتاید آریایی خواهد شد.  

وسعت هیجان عمومی، سبب وحشت و سردرگمی مامورین رژیم آپارتاید شده است.

متعاقب شنیده شدن صدای انفجاراین بمبهای قدرتمند هویت طلبانه ، طرح ضربتی جمع آوری سی دی از طرف مامورین در اردبیل به مورد اجرا گذاشته شده است.

اما چگونه می توان حلقه های جیبی سی دی را کشف و ضبط نمود؟!

اطلاعات اردبیل به ناچار دست به اقدامات ذیل زده است:

-         لباس شخصیهای (عمدتا شناسایی شده !) خود را به میان مردم فرستاده اند تا مثلا از آنها بصورت ناشناس در مورد سی دی سئوال کنند!

-         خانه به خانه مراجعه کرده و از اهل منزل می خواهند تا وضعیت خود را در خصوص داشتن یا نداشتن رایانه(!) و یا دیگر وسایل مشاهده سی دی های تصویری اعلام کنند. درصورت دریافت جواب مثبت، با تشر و تهدیدخواهان تحویل سی دی هایی می شوند که خود به کشف آن باور ندارند!

-         در چندین مورد مامورین با رجوع به منازل مردم اعلام کرده اند که هر سی دی را به مبلغ 10.000 تومن خریداری می کنند!

-         در برخی محلات که از نظر آنها سطح آلودگی به « سی دی های هویت» بالا است(!) سطلهایی را قرار داده و از مردم خواسته اند که به دست خود، سی دی ها را در این سطلها بیندازند!

اکنون مردم اردبیل به مثابه زمین تشنه ای، سی دی های هویت را همچون باران رحمتی دریافت و جذب وجود خود کرده اند.آنها فقط  به شدت نگران امنیت و سلامتی بویوک آقای قهرمان هستند.

بی تردید بویوک اقا می تواند یکی از سمبولهای برجسته هنرمند ملی آذربایجان تلقی شود.

اکنون این سئوال در همه جا شنیده می شود:

بویوک اقا هاردادیر؟!

او هر یئرده دیرسه، آلله اونو قوروسون، آلله اونو وطنه چوخ گورمه سین، الله اونو کافیرلرین الیندن قورتارسین...

 

خزر نبی اوغلو

 

28 اردیبهشت 1385

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 16:15  توسط   | 

جنبش دانشجوئی آذربایجان جنبشی متحد و مستقل

 

جنبش و اعتراضات سراسری که با گرامیداشت روز 19 اردیبهشت و روز دانشجو شروع شده و با اعتراضات سراسری بر علیه رفتار نژاد پرستانه شونیزم مذهبی لانه کرده در رسانه های گروهی دولتی رفته رفته ابعاد تازه ای می گیرد، جنبشی است کاملا مستقل و تحت هیچ شرایط اتحاد و یکپارچگی خود را از دست نخواهد. اعتراضات انجام شده در دانشگاههای کشور در کنترل کامل فعالین دانشجوئی مستقل و فهیم آذربایجان بوده و با تصمیماتی که خود دانشجویان و به موقع اتخاذ می کنند، مدیریت می شود. دانشجویان فعال در این مسیر پرخطر دانشجویان و دانشگاهیانی هستند که از نزدیک بر مسائل و مشکلات جنبش اشرافیت داشته و سالهای سال است که در یک فضای دمکراتیک دانشجوئی همراه با بحثهای سازنده ملی در قالب نشریات، انجمن ها و کنفرانسهای دانشجوئی بصورت خودجوش و خود ساخته تربیت شده اند. علیرغم احترامی که به همه فعالین آذربایجانی به ویژه فعالین خارج کشور داریم بجد از آنها می خواهیم که از هرگونه عمل، سخن و رفتاری که به منزله مصادره و یا توصیه به جنبش دانشجوئی آذربایجان باشند پرهیز نمایند. تحت چنین شرایط حساسی دغدغه جنبش دانشجوئی سو استفاده رژیم از رفتار بعضی خارج نشینان و منسوب کردن این جنبش مستقل و خودجوش به خارج از مرزهاست. جنبش دانشجوئی آذربایجان باهوشیارتر و با دقت عمل بیشتر و با یک اتحاد مثال زدنی در سراسر دانشگاههای ایران از هویت ملی خود دفاع خواهد نمود و تا رسیدن به هدف غائی خود که همانا سعادت ملت آذربایجان است از پای نخواهد نشست.

والسلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 16:14  توسط   | 

شونیسم را به زانو در می آوریم

 

سالهای سال است که این ملت شریف تحقیر می شود، سالهای سال است که از ابتدائی ترین حقوق خود محروم هستیم، سالهای سال است که به شونیزم اعتماد کرده ایم، سالهای سال است که از حاکمیت و از تمامیت ارضی ایران دفاع نموده ایم. سالهای سال است که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی مسخره این و آن شده ایم، سالهای سال است که به جرم ترک بودن در هر منبر و مجلسی تحقیر شده ایم، سالهای سال است که متمدنانه با شونیزم گفتمانها گذاشته ایم، سالهای سال است که زبان و ادبیات شونیزم فارس را از مرگ نجات داده ایم، سالهای سال است که با فقر و نداری در آذربایجان ساخته ایم، سالهای سال است که دم بر نیاورده ایم.........

اما شونیزم روز به روز پرروتر از گذشته می شود، شونیزم روز به روز برای نابودی فرهنگ ما مصصم تر می شود. شونیزم روز به روز حلقه محاصره علیه ما را تنگتر می کند، روز به روز بر تعداد بازداشت شدگان دانشجو و غیر دانشجوی آذربایجانی افزوده می شود، روز بروز با هزاران مکر و حیله برادران نظامی، انتظامی و امنیتی تورک را بر علیه ما می شورانند، روز بروز نمایندگان مجلس تورک زبان را با هزاران مکرو حیله میخرند، روز بروز سیاست خائن پروری را گسترش می دهندو ....

و سالهاست که من و تو با احترام و با مدنیتر از گذشته به امید بهبود اوضاع مدارا می کنیم، سالهاست که سیاست سکوت را پیشه کرده ایم، ما هر روز عقب می نشینیم و آنها هر روز بیشتر پیش روی میکنند اما دیگر بس است...........

اینبار شونیزم را به زانو در می آوریم، اینبار نشان خواهیم داد که ما از نوادگان ستارخان و بابک هستیم. اینبار نیز با اقدام مدنی و اعتراضات مسالمت آمیز چشمهای بصیر دنیا را بسوی آذربایجان سوق خواهیم داد. بگذار انسانهای آزاده دنیا در مورد ما قضاوت کنند، بگذار بدانند چه طور می شود در قرن بیست و یکم اقلیتی محدود زبان اکثریتی خاموش را به سخره بگیرد و حتی اجازه خواندن و نوشتن را نیز به او ندهد و سپس در دنیا پز حقوق بشر بدهد!!!!!

اینبار نوبت ماست، ما بحرکت در آمده ایم، پنجره ها را نخواهیم شکست، بانکها را آتش نخواهیم زد، پمپ بنزین ها را نمی سوزانیم، بلکه همه با هم یکصدا فریاد آزادی و فریاد مرگ بر آپاتاید سرخواهیم داد. بگذار دنیا بداند آپارتاید اگرچه در آفریقای جنوبی مرده است اما در ایران تازه جان گرفته است.

 وبدان که اگر مرا بگیری دوستانم پرچم مرا برزمین نخواهد گذاشت، و باور کن روزی خواهد رسید که به تمنا و گریه خواهی افتاد ولی در آن زمان تاریخ مصرف تو نیز تمام خواهد شد. چه خوب گفت پدر فرزانه مان مرحوم پرفسور محمد تقی زهتابی " ایسته سن زور دئیه سن ملیتیمی خوار ائده سن / گون گلر صفحه چونه ر مجبور اولارسان گئده سن" و ایکاش حالا زنده می بود و از نزدیک صدای من وتو را می شنید.

 

گله جک بیزیمدیر

 

آیدین ائل سئوه ر

دانشجوی دانشگاه تهران

28 اردیبهشت 1385

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 16:13  توسط   |